بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ختم صلوات

ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی

۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهشت ارغوان» ثبت شده است

چه شب پر نوری بود...
شب ستاره و یاس و آیینه، شب نزول اجلال بانوی مادر لقب، به دامان پدر امت. آن شب ستاره گان به احترام فروغ چشمانت دیده فرو بستند که بهانه ی خلقت افلاک به دنیا آمد. همسر علی (ع) و مادر پدرش زمین را به قدم های آسمانی اش نور باران کرد. و آسمان و زمین این دنیا را مفتخر کرد برا ی هیجده بهار در خدمتش بودن.
وقتی محمد (ص) در معراج به دیدار خدا رفت، خدایی که موسی (ع) بانگ زد که هرگز مرا نخواهی دید در چشم محمد (ص) عیان بود و با صدای علی اعلی (ع) با او به نجوا نشست و همان سیب را که از آدم (ع) نهی شده بود به پیامبر اعظمش تحفه داد تا نطفه بسته شود از بوی سیب بهشت.
آری تو نتیجه ی چله نشینی محمدی (ص) ، زیرا خیر نساء باید تقدیم خیر البشر شود. ای کثر العلم، کثیر الفیض و کثیر الذریه تو تجسم انسانی کوثری که کوثر از دستان تو آب می نوشد . و همه ی آبهای جهان مدیون تو هستند. پیامبر باید برای تو قربانی کند ای اسماعیل مؤنث که ابراهیم تا آخر عمر دست بوس تو بود که پسرش را آزاد نمودی با پسر دومت که ذبح عظیم است.
تو مادر امامانی و اسوه ی آنان و حجت ایشان از جانب خدا، امام موعود از تو الگو می گیرد به راستی مگر تو بعد پدر چقدر ماندی و در این مدت کوتاه چه کردی که الگوی منجی بی تکرار آخر زمان شده ای در این ایام کوتاه.
تو آن شب آمدی و لبخند را هدیه کردی به پدر ای کوثر عطا شده از جانب خدا. آمدی تا مادری کنی بر پیامبر کریم ما.
 آمدی تا همه گان ببینند پدر شدن چقدر به پیامبر (ص) می آید.
 آمدی تا تاریخ دو سرور جوانان بهشت را به چشم خود ببیند،
 آمدی تا دنیا بداند آنکه در دامانت پرورش یابد عقیله می شود و جبل الصبر.
چرا راه دور برویم تو آمدی تا جهان به چشم مشاهده کند خادمه ی یک خانه ی کوچک می تواند عالمه ای شود که بیست سال تنها به زبان قرآن سخن بگوید چرا که آن خانه محل نزول وحی و رفت و آمد فرشتگان بود.
فاطمه! تو فاطمه ای چون هر که تو را دوست بدارد و بر راهت قدم بگذارد بریده می شود از آتش جهنم. زهرا! ای نورانی. چگونه می توان مثل تو بود. نه! این عقل بشری را هرگز به آن ساحت قدسی راه نیست. اما می توان زهرایی زیست. می توان چون تو راه رفت، چون تو سخن گفت، چون تو خورد و خوابید، چون تو پوشید...
می توان در حد توان رنگ تو را گرفت. تا آن جا که می توان مثل تو دختری کرد، مثل تو همسری کرد و مثل تو مادری نمود. آری حضرت مادر. لقب تو ام المؤمنین است. تو مادر نسل پاک پیغمبری و مادر مؤمنان و صالحان. خوش آمدی مادر...

برخورد زهرا علیها السلام به گونه ای بود که همه کس در همان نگاه اول، مجذوب ادب او می شد. حسن برخورد و دقت در معاشرت او از همان ابتدا آن چنان محسوس بود که همه به آن اذعان داشتند. این ادب محصول تربیت خداست، که خدا خود به تربیت اینان پرداخته است.

«و لکم القلوب التی تولی الله ریاضتها بالخوف والرجا و جعلها اوعیة للشکر والثناء و آمنها من عوارض الغفلة و صفاها من سوء الفترة». (1)

متصدی و عهده دار تربیت و تزکیه دل های شما آل محمد علیهم السلام به خوف و رجا، خود حضرت ربوبیت است و آن دل های پاک را خدا محل شکر و سپاس و حمد و ثنای خود گردانید و ایمن از عوارض غفلت ساخت و از بدی های سستی پاکیزه و مصفا کرد.

همین است که علی علیه السلام می گوید: «مربی ما خداست و ما هم مربی مردمیم». (2)

در قرآن نیز راجع به رسول صلی الله علیه و آله آمده است:

«الم یجدک یتیما فاوی و وجدک ضالا فهدی» (3)

و راجع به موسی آمده. «واصطنعتک لنفسی» (4) و یا «و لتصنع علی عینی». (5)

و در مورد آدم و یوسف و همه انبیا باز هم این خداست که آنان را بر می گزیند و دست چین می کند. (6) .

ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید: پس از ازدواج با رسول صلی الله علیه و آله من عهده دار امور دخترش فاطمه علیها السلام شدم، اما به خدا قسم او با ادب تر و آگاه تر از من به همه مسایل بود. (7) .

زهرا علیها السلام می گوید: من همیشه رسول خدا صلی الله علیه و آله را به عنوان «پدر جان» مخاطب قرار می دادم. تا آیه. «لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا» (8) نازل شد. پس آن گاه او را «یا رسول الله!» خواندم، اما دیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله از من رو برگرداند و سپس فرمود: فاطمه! دخترکم این آیه در مورد تو و اهلت نیست، «انت منی و انا منک»، من از تو و تو از منی، این آیه در مورد دیگران است. دخترکم مرا همان پدر جان صدا کن که این گونه محبوب من و مرضی خداست. (9) .

آن گاه که رسول صلی الله علیه و آله با زهرا علیها السلام در مورد ازدواجش با علی علیه السلام به مشورت نشست، او گفت:

«پدر جان! رأی، رأی شماست و شما بر من سزاوارترید». (10) .

 


(1) مفاتیح الجنان، زیارت جامعة ائمة المؤمنین.

(2) «انا صنایع ربنا و الناس بعد صنایع لنا». ما تربیت یافته پروردگارمان هستیم و مردم پس از آن تربیت یافته ما هستند (نهج البلاغه، نامه 28).

(3) «آیا تو یتیم نبودی پس پناهت دادیم و گم نبودی پس هدایتت نمودیم؟» (ضحی، 6 و 7).

(4) من تو را برای خود پرورش دادم. (طه، 41)

(5) تا در برابر دیدگان من پرورش یابی. (طه، 39).

(6) «ثم اجتباه ربه فتاب علیه و هدی» (طه، 122)، «کذلک یجتبیک ربک» (یوسف، 6)؛ «و اجتبیناهم و هدیناهم الی صراط مستقیم» (انعام، 87).

(7) فقالت ام سلمة: «تزوجنی رسول الله صلی الله علیه و آله و فوض امر ابنته الی فکنت اؤدبها و کانت والله أدأب منی واعرف بالاشیاء کلها» (بحارالانوار، ج 43، ص 10).

(8) نور، 63.

(9) مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 102، بحارالانوار، ج 43، ص 33.

(10) «یا رسول الله انت اولی بما تری» (بحارالانوار، ج 43، ص 99).

 


علی علیه السلام از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله می پرسد که نزد خداوند چه فضیلتی برای جمع شدن ما در زیر این عبا هست؟ حضرت می فرماید: «سوگند به خدایی که مرا حقاً به پیامبری برانگیخته و به رسالت همراز خود ساخته است، خبر این داستان ما در محفلی از محافل اهل زمین که جمعی از شیعیان و دوستان ما در آن شرکت دارند یاد نمی شود جز آنکه رحمت الهی بر آنان فرود می آید و فرشتگان آنان را در میان می گیرند و تا هنگام پراکنده شدن برای آنان آمرزش می طلبند.» و علی علیه السلام می گوید: در این صورت به خداوند کعبه سوگند که ما و شیعیانمان رستگار شدیم. رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله با ذکر سوگند سابق ادامه می دهند که: «در هر محفلی از محافل شیعیان ما این حدیث خوانده شود غمها و اندوههای آنان زدوده می شود و خداوند حاجت آنان را برمی آورد...»

بر اساس آثار فوق است که شیعیان به رسم دیرینه مجلسی تشکیل می دهند و در جمع مؤمنان این حدیث را می خوانند و بدین وسیله به خدای متعال تقرب جسته و حوایج خود را می طلبند. ولی باید دانست که فایده خواندن این حدیث در جمع صاحبدلان تنها رسیدن به ثواب و برآورده شدن حاجات نیست، بلکه این حدیث پیامی دارد که باید متذکر آن گردند:

این حدیث یکی از بزرگترین دلایل بر عصمت و پاکی خاندان نبوت و از آشکارترین براهین بر اثبات امامت آنهاست، و این پیامی سیاسی برای امت اسلامی است و حجتی قاطع برای کسانی است که در خط اهل بیت علیهم السلام حرکت می کنند.

و نیز طنین انداز پیامی اخلاقی- اجتماعی در گوش جهانیان است و هشدار به کسانی که شیفته زندگانی پرزرق و برق و بی محتوای دنیا هستند، که ببینند خاندانی که در همه زمین و آسمان نظیری برای آنان یافت نمی شود بلکه آسمانها و زمین و همه آفریدگان به طفیل وجود آنان به وجود آمده اند چگونه همگی در زیر یک عبا جای می گیرند و همه در گلیمی می خسبند، و به وضوح اعلام می دارد که سعادت بشر در چیزی است نه آنچه اهل دنیا می جویند.

خاندانی که متشکل از پیامبری است که همه کلیدهای بهشت در اختیار او و ملک و ملکوت به فرمان اوست ولی از گرسنگی سنگ بر شکم می بندد و هیچ گاه سه روز متوالی سیر نمی ماند، و علی وصی او که می تواند از مغز بهترین گندم و شیره عسل مصفی تغذیه کند نان خشک جوین را در کیسه سر به مهر می نهد تا فرزندانش از سر دلسوزی آن را به روغنی نیالایند و خود با سر زانو آن را شکسته و با آن یا سرکه یا نمک نوش می کند تا اگر در دورترین نقاط مملکت اسلامی تحت فرمان او گرسنه ای از گرسنگی رنج می کشد دلخوش باشد که امیر او نیز همسطح او زندگی می کند و با شکم سیر سر بر بالین نمی نهد، و فاطمه او که ملکه اسلام آن روز تا پایان جهان است به ساده ترین زندگی بسنده نموده، با دست خویش آسیا می گرداند و از دسترنج خویش نان تهیه می کند، و حسن او در طول عمر خود چندین بار اموال خود را در راه خدا با مستمندان تقسیم می کند، و حسین او علاوه بر بخششهای فوق العاده، جان در کف می نهد و در راه احیای آیین الهی و نجات ستمدیدگان، خون قلب خویش را نثار می کند و همه هستی و دارایی خود را یکجا در میان عشق خدا می بازد.

آری، شیعیان آگاه و صاحبدل، تنها به خواندن حدیث کساء بسنده نمی کنند و آن را چون ذکر و وردی لقلقه زبان نمی سازند زیرا این حدیث، دعا نیست که صرفاً خوانده شود و احیاناً توجهی هم به معنای آن بشود؛ بلکه در متن آن می اندیشند و با زمزمه کردن آن متذکر حقانیت اهل بیت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در مسأله خلافت و امامت می شوند و از فداکاریها، ایثارها، کرامتها و سیره مرضیه امامان خود یاد می کنند و چگونه زیستن را می آموزند و در نتیجه مسیری صحیح را برای زندگانی آینده خویش ترسیم می نمایند.

بی شک با چنین بهره وری از حدیث کساء، خود را در معرض نسیم رحمت الهی قرار می دهند و فرشتگان آسمان بر آنان فرود می آیند، به اذن خداوند حوایج آنان را برمی آورند، اندوه آنان را می زدایند، و آنان را با دلی شاد و امیدوار به فضل الهی از آن مجلس روانه می سازند. (1)

 


(1) برای اطلاع بیشتر باید به تفاسیر قرآن کریم، ذیل آیه 33 سوره احزاب و نیز کتابهای روایی از جمله بحارالانوار و کتاب غایه المرام بحرانی و شواهد التنزیل حسکانی مراجعه کرد. این توضیحات در کتاب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام تألیف محقق گرامی حاج شیخ احمد رحمانی همدانی آمده است.

 

نامت چه آسان بر لب‏ها می‏نشیند و یادت، چه داغ‏ها بر دل‏ها می‏نشاند. نامت که می‏آید، ذهن‏ها لحظه‏های درنگ را می‏دوند و... می‏روند به کوچه‏ای گم شده و متروک و تنها انگار می‏بینند تو را؛ با جامه‏ای رنگین و سرخ فام، از خون و خاک. بازویی کبود ـ که هماره بوسه‏گاه پدر بود ـ و صورتی...
بُهت نگاه زنی که تو را مادر بود. این همه، نشانِ توست، اما تو مثل این‏ها نیستی!

نامت که می‏آید، فرشته‏ها می‏آیند به شاعران الهام دهند، تا از تو حرف بزنند. بَعد، شعرها را می‏برند به آسمان. خاک، حرفِ تو را نمی‏زند و خاکیان. اصلاً نمی‏توانند از تو حرف بزنند. فقط می‏مانند چاه‏ها، که آنها را هم، علی علیه‏السلام هم‏رنگ آسمان‏ها کرد. این همه، نشانِ توست، اما تو مثل این‏ها نیستی!

نامت که می‏آید، آفتاب، شرمنده می‏شود و خاموش!
شمعی به یاد چشمت روشن می‏کنم. عطر سبز خیالت، نخلستان را نشانه می‏گیرد. و من، آوای پیرزنی را می‏شنوم که سهمِ شادی‏اش، پیراهن کهنه‏ات را به بهشت سپرد.
و مسکینی، یتیمی و اسیری، که هر کدام، افطارت جز به هوای نذر عشق نخورد.

 

 

سلمان فارسی حکایت نماید:

روزی حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها بر پدرش، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله وارد شد.

وقتی رسول خدا چشمش بر چهره فاطمه افتاد، او را گریان و غمگین دید، به همین جهت علّت را جویا شد؟

حضرت زهراء سلام اللّه علیها در پاسخ پدر اظهار داشت: ای رسول خدا! روز گذشته بین من و همسرم، علیّ بن ابی طالب علیه السلام جریانی اتّفاق افتاد که با یکدیگر ضمن صحبت، شوخی و مزاح می کردیم و من جمله ای را به عنوان شوخی به شوهرم گفتم، که موجب ناراحتی او شد. و چون احساس کردم که همسرم ناراحت است، از سخن خویش غمگین و پشیمان گشتم و از او خواهش کردم تا از من راضی و خوشحال گردد.

و او نیز عذر مرا پذیرفت و شادمان شد و با خنده روئی با من مواجه گشت و احساس کردم که از من راضی می باشد؛ ولی اکنون از خدای خود وحشت دارم که مبادا از من خشمگین و ناراضی باشد.

رسول خدا صلی اللّه علیه و آله با شنیدن چنین مطالبی اظهار نمود: ای دخترم! همانا رضایت و خشنودی شوهر همانند رضایت و خوشنودی خداوند متعال خواهد بود و غضب و ناراحتی شوهر سبب نارضایتی و ناراحتی خدا می گردد.

و سپس افزود: هر زنی که خداوند را همچون حضرت مریم عبادت و ستایش کند؛ ولیکن شوهرش از او ناراضی باشد، عبادات و اعمال او مقبول درگاه خدا قرار نمی گیرد.

ای دخترم! بدان که بهترین اعمال، فرمان بُرداری و تبعیّت از شوهر است، البتّه در مواردی که خلاف اسلام و قرآن نباشد بعد از آن، بهترین کارها برای زن ریسندگی است، یعنی کارهای سبک و فردی، به دور از نامحرمان را انجام دهد.

ای دخترم! هر زنی که زحمات و مشقّات خانه داری را تحمّل کند و خانه داری نماید و برای رفاه و آسایش اعضای خانواده اش تلاش نماید، همانا او اهل بهشت خواهد بود. (16)

 


(16) احقاق الحقّ، ج 19، ص 112 - 113.

 

 

قال رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله: «انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم قاله لعلی و فاطمة و الحسن و الحسین»

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله خطاب به علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام فرمودند: من دشمن کسی هستم که با شما دشمنی کند و یار و سلم کسی هستم که با شما از در مسالمت وارد شود.

عن النبی صلی اللَّه علیه و آله: «من احب هولاء فقد احبنی، و من ابغضهم فقد ابغضنی. یعنی الحسن و الحسین و فاطمة و علیا.» (1)

پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله در مورد حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام فرمودند: هر کس اینان را دوست بدارد، در واقع مرا دوست داشته و هر کس آنان را دشمن بدارد در حقیقت مرا دشمن داشته است.

عن ابی بکر بن ابی قحافه قال: رایت رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله خیم خیمة و هو متکئ علی قوس عربیة و فی الخیمة علی و فاطمه و الحسن و الحسین علیهم السلام فقال یا معشر المسلمین؟ انا سلم لمن سالم اهل الخیمه و حرب لمن حاربهم، و ولی لمن والاهم.... (2)

خلیفه اول اهل سنت می گوید: رسول خدا را دیدم که خیمه ای را برپا کرده و خودش بر یک کمان عربی تکیه نموده و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نیز در داخل آن می باشند. آن حضرت خطاب به مسلمانان فرمودند: من دوستدار کسی هستم که اهل خیمه را دوست بدارد و دشمن کسی هستم که با آنان دشمن باشد....

عن ابن عباس قال: قال رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله:

«احبونی بحب اللَّه و احبوا اهل بیتی لحبی». (3)

ابن عباس از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله نقل می کند که فرمودند: مرا به جهت خدا دوست بدارید و اهل بیتم را به احترام من.

علامه احمد بن علی عسقلانی گفته است: (4) قال رسول اللّه صلی اللّه علیه:

«اتانی جبرئیل فقال یا محمّد انّ ربّک یحبّ فاطمة فاسجد فسجدت ثم قال ان اللّه یحبّ الحسن والحسین فسجدت ثم قال ان اللّه یحبّ من یحبّهما»؛

رسول خدا صلی الله علیه فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت ای محمد! به درستی که پروردگار تو فاطمه را دوست می دارد پس سجده کن خدای را پس سجده کردم. بعد از آن گفت خدا دوست می دارد حسن و حسین را پس سجده کردم پس از آن گفت که خدا دوست می دارد کسی را که آنها را دوست بدارد.

 


(1) کنزالعمال، ج 12، ص 103، ح34194.

(2) فرائد السمطین، ج 2، ص 40، ح 373.

(3) فرائد السمطین، ج 2، ص 292، ح 550 ؛ کنزالعمال، ج 12، ص 95، ح 34150.

(4) در کتاب لسان المیزان جزء سوم صفحه 275 چاپ حیدرآباد.

 

 

در مورد درآمد فدک نقلهای مختلفی وجود دارد. راوندی آن را بالغ بر 24 هزار دینار در سال نوشت.(17) سید بن طاووس آن را بالغ بر 70 هزار دینار در سال، و برخی هم بیشتر و گاهی کمتر از آن نوشته اند و همانگونه که ملاحظه می شود رقم درشتی به حساب می آمد که اگر بنای مصرف برای یک خانواده باشد، زندگی شاهانه ای در سایه آن بوجود می آید.

اما علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام از این منبع استفاده شخصی نداشتند و هرگز از درآمد آن سیر نخوابیدند زیرا می دانستند در گوشه و کنار جامعه اسلامی گرسنگان بسیارند و ایتامی که با شکم گرسنه سر بر بستر بگذارند اندک نیستند. بدین سان تمام درآمد فدک صرف فقرا و مستمندان می شد و فاطمه علیها السلام خود همانگونه که می دانید با چادری و جامه ای وصله دار زندگی می کرد، خوراکش نان خشک و بسترش پوست گوسفند بود و هم شنیدید که فرزندان او اغلب در گرسنگی بسر می بردند.

 


(17) خرائج، ص 9.

 

آنگاه که بیاد پرواز ملکوتی خویش افتاد، خطاب به علی علیه السلام فرمود:

ابکنی ان بکیت یا خیر هاد

و اسبل الدمع فهو یوم الفراق

یا قرین البتول اوصیک بالنسل

فقد اصبحا حلیفا اشتیاق

ابکنی و ابکی للیتامی و لا تنسی

قتیل العدا بطف العراق

فارقوا اصبحوا یتامی حیاری

احلفوا الله فهو یوم الفراق (21)

ای همسر وفا دارم! اگر خواستی گریه کنی بر من گریه کن، ای بهترین راهنما و اشکها را سرازیر کن که امروز روز جدایی است.

ای همدم بتول! وصیت می کنم تو را به فرزندانم، که همدم شوق و محبت شده اند.

بر من و یتیمان (من) گریه کن. فراموش نکن کشته دشمنی ها را در سرزمین عراق.

آن جاماندگان در حالی صبح می کنند که یتیمان سرگردان (آن بیابانند)، در حالیکه بخدا سوگند می خورند آن روز، روز جدایی است. (22)

 


(21) ورقة بن عبدالله الازدی عن فضة امة فاطمه علیهاالسلام.

(22) بحارالانوار، ج 43، ص 174 و 178.

 

مردی به همسرش گفت: نزد حضرت فاطمه، دختر رسول خدا برو و از او درباره من بپرس که آیا از شیعیانشان هستم یا نه؟ آن زن آمد و سوالش را پرسید.

قالَتْ علیها السلام: إنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما أمَرْناکَ وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ، فَأنْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. (45)

حضرت فرمود: به شوهرت بگو: اگر به دستورهای ما عمل می کنی و از آنچه تو را باز می داریم خود را باز می گیری تو از شیعیان مایی وگرنه نیستی.

آن زن بازگشت و این سخن را برای شوهر خویش باز گفت. شوهر گفت: وای بر من! چه کسی است که از گناه و خطا جدا باشد؟ در نتیجه، من جاودان در آتش هستم چرا که هر کس از شیعیان آنان نیست در آتش مخلد خواهد بود.

آن زن به نزد حضرت بازگشت و گفته شوهرش را برای حضرت بازگفت.

حضرت فرمود: به او بگو: چنین نیست. شیعیان ما از بهترین بهشتیان هستند ولی هر کس که ما را دوست بدارد و با دوستان ما دوست و با دشمنان ما دشمن باشد و با دل و زبان در اختیار ما باشد اگر با اوامر و نواهی ما مخالفت کند اینان اهل بهشتند ولی پس از آنکه با دیدن بلاها و سختی ها با آنکه در صحنه قیامت با اقسام شدائد و یا در طبقه رویین جهنم از گناهان خویش پاک شوند تا ما آنان را به دلیل محبتی که به ما دارند از جهنم نجات دهیم و آنان را به حضور خودمان بیاوریم.

 


(45) بحارالانوار، ج 68 ص، 155، ح 11 به نقل از تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام.

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم

 

بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.


(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)

 




خـــانه | درباره مــــا | سرآغاز | لـــوگوهای ما | تمـــاس با من

خواهشمندیم در صورت داشتن وب سایت یا وبلاگ به وب سایت "بهشت ارغوان" قربة الی الله لینک دهید.

کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون

مـــــــــــادر خیلی دوستت دارم