بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ختم صلوات

ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی

۵۲ مطلب با موضوع «ازدواج» ثبت شده است


از جمله شرایط تشکیل خانواده، تناسب و کفو بودن عروس و داماد با یکدیگر است و بدون مراعات این مسأله مهم عرفی و شرعی، زندگی مشترک آتی برای زوجین ممکن است لذت، شیرینی، صفا و صمیمیت نداشته باشد.

حضرت فاطمه علیها السلام، با آن مقام عصمت و کمالات بی نظیرش، کفو و همتایی جز مولای متقیان نداشت و هیچ شخص و شخصیتی به استثنای آن حضرت، صلاحیت این مقام منیع و ارزشمند را نداشته است.

در این زمینه روایاتی آمده است، که اینک توجه شما را به چند حدیث از آنها جلب می کنیم:

قال رسول اللَّه صلی اللّه علیه و آله: "ابشرک یا عماه! ان اللَّه ایدنی بسید الوصیین فجعله کفوا لفاطمة ابنتی." (8)

پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله در مورد شأن و عظمت مولای متقیان علی علیه السلام خطاب به عمویش عباس فرمودند: مژده باد بر تو ای عمو! خداوند مرا به وجود سرور اوصیا (علی علیه السلام) کمک کرد و او را کفو و همتای دخترم فاطمه علیها السلام قرار داد.

عن ابی عبداللَّه علیه السلام: "لولا ان اللَّه خلق امیرالمؤمنین لفاطمة ما کان لها کفو علی الارض". (9) .

حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: اگر این نبود که خداوند امیرالمؤمنین علیه السلام را برای فاطمه علیها السلام آفریده است، در روی زمین کفو و همتایی برای او پیدا نمی شد.

قال رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله: "هبط علی جبرئیل فقال: یا محمد! ان اللَّه جل جلاله یقول: لو لم اخلق علیا لما کان لفاطمة ابنتک کفو علی وجه الارض آدم فمن دونه". (10) .

چون پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدند بعضی ها از اینکه آن حضرت خواستگاری آنان را در مورد حضرت فاطمه علیها السلام نپذیرفته ناراحتند، فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت ای محمد! خداوند می فرماید اگر علی علیه السلام را نمی آفریدم، برای دخترت فاطمه علیها السلام همتایی در روی زمین پیدا نمی شد، خواه آدم و یا سایر مردم بعد از او.

عن النبی صلی اللَّه علیه و آله: "یا فاطمه! ان اللَّه امرنی فانکحتک اقدمهم سلماً. و اکثرهم علماً، و اعظمهم حلماً، و ما زوجتک الا بامر من السماء، اما علمت انه اخی فی الدنیا و الاخرة." (11) .

پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله پس از ازدواج فاطمه علیها السلام با امیرالمؤمنین به او فرمودند: یا فاطمه! خداوند به من دستور داد تا تو را به ازدواج شخصی درآورم که ایمانش به من از همه کس جلوتر است و علم او بر دیگران افزون و حلم و بردباریش بزرگتر. این را بدان که ازدواج تو با علی به امر خدا بود، زیرا علی علیه السلام در دنیا و آخرت برادر من است.

در مجموع از این احادیث استفاده می کنیم که مقام و منزلت حضرت فاطمه علیها السلام بی نظیر است و تنها کفو و همتای وی برای زندگی مشترک، مولای متقیان امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است و اگر خداوند علی علیه السلام را نمی آفرید، کسی شایستگی همسری فاطمه علیه السلام را نداشت.

در قسمتی از حدیث ابوایوب انصاری آمده است که: پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام فرمود: ای فاطمه! خداوند- جل ذکره- نظری به زمین انداخت و از اهل آن شوهرت را برگزید، و به من وحی نمود که تو را به ازدواج وی درآوردم،

"أما علمت یا فاطمة، ان لکرامة الله ایاک زوجک أقدمهم سلماً، و اعظمهم حلماً، و أکثرهم علماً." (12) .

ای فاطمه! مگر نمی دانی که از کرامت خدا نسبت به تو، این است که تو را به ازدواج اولین شخص در قبول اسلام و بردبارترین و عالمترین شخصیت درآورد.

ابن عباس می گوید رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود:

"ان الله- تبارک و تعالی- آخی بینی و بین علی بن ابی طالب، و زوجه ابنتی من فوق سبع سماواته، و اشهد علی ذلک مقربی ملائکته..." (13) .

خداوند- تبارک و تعالی- از بالای آسمان های هفتگانه اش میان من و علی بن ابی طالب عقد اخوت بست، و دخترم را به ازدواج وی درآورد، و ملائکه مقربش را بر آن شاهد گرفت...

مروزی از جابر بن عبد الله نقل کرده: چون رسول الله صلی الله علیه و آله فاطمه را به عقد علی درآورد، عده ای از قریش خدمت ایشان رسیده و عرض کردند: شما با مهریه مختصری دخترت را به ازدواج علی درآوردید. حضرت فرمود: من او را به ازدواج علی درنیاوردم، "ولکن الله- عز و جل- زوجه لیلة اسری بی عند سدرة المنتهی..." (14) ؛ بلکه خداوند- عزوجل- آن شبی که به معراج برده شدم، نزد سدرة المنتهی این ازدواج را واقع ساخت.

شیخ طوسی در امالی به سندش از علی علیه السلام روایت کرده:

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به دنبال من می گشت، پس گفت: ای ام ایمن! آیا می دانی برادرم کجاست؟ ام ایمن گفت: برادرت چه کسی است؟ فرمود: علی علیه السلام، گفت: ای رسول خدا! آیا دخترت را به ازدواج برادرت درآوردی؟! فرمود: بله، اما به خداوند سوگند ای ام ایمن، او را به همسری مردی درآوردم که کفوی شریف و آبرومند در دنیا و آخرت است و او از مقربان می باشد. (15)

شیخ صدوق در کتاب معانی الاخبار از حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام روایت می کند که فرمود:

زمانی رسول خدا نشسته بود، ملکی به حضور آن حضرت مشرف شد که دارای بیست و چهار صورت بود.

رسول اکرم به او فرمود: ای حبیب من جبرئیل! من تا به حال تو را با این صورت ندیده بودم؟

گفت: من جبرئیل نیستم، بلکه نام من "محمود" است. خدا مرا فرستاده که نور را برای نور تزویج نمایم.

پیغمبر خدا فرمود: که را برای که تزویج کنی؟

گفت: فاطمه را برای علی، هنگامی که آن ملک مراجعت نمود، دیدند در میان دو کتف او نوشته بود: محمد رسول خدا و علی جانشین اوست. پیغمبر خدا به وی فرمود: چند وقت است که این عبارت در میان دو کتف تو نوشته شده است؟

گفت: بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه حضرت آدم آفریده شود. (16) .



(8) عوامل، ج 11، ص 278. 
(9) بحار الانوار، ج 43، ص 97، ح 6؛ جلاء العیون، ج 1، ص 156؛ عوالم، ج 11، ص281. 
(10) بحار الانوار، ج 43، ص 92ـ 93، ح 3؛ جلاء العیون شبر، ج 1، ص 156. 
(11) شرح ابن ابی الحدید، ج 13، ص 227.
(12) بحارالانوار، ج 43، ص 98، ح 8 . 
(13) بحارالانوار، ج 43، ص 98، ح 9. 
(14) بحارالانوار، ج 43، ص 104، ح 15. 
(15) امالی طوسی، ج 1، ص 364 ـ 365.
(16) خصال، ج 2، ص 640 ، ح 17؛ امالی، ص 474 ـ 475، ح 9.


در تاریخ و سیره آن حضرت، درباره مهریه آن بانوی اسلام، روایات مختلفی آمده است. برخی تمام زمین و برخی دیگر خمس زمین و گاهی نصف دنیا و ربع دنیا، بهشت و جهنم، خمس دنیا، زره مخصوص حطمیه، چهارصد مثقال نقره، چهارصد و هشتاد درهم، پانصد درهم، چهار نهر بزرگ: فرات، نیل، نهروان و بلخ و... را مهر آن حضرت دانسته اند و محققین و مورخین و محدثین عالی قدر در توضیح و تشریح و جمع آنها نظرات خاصی ابراز کرده اند و در نتیجه مقدار پانصد درهم را معروف و صحیح تر دانسته اند.... (17) .

در اینجا تعدادی از روایات در خصوص مهریه حضرت زهرا علیها السلام نقل می کنیم:

محمد بن یعقوب کلینی در کافی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که گفت: علی فاطمه علیهما السلام را به مهریه ای مرکب از سه چیز تزویج نمود:

یک دست لباس نرم راه راه

زره

زیراندازی از پوست قوچ. (18)

امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به زره ای حطمیه که قیمتش برابر سی درهم بود، تزویج نمود. (19)

در روایت دیگری از ایشان آمده است: رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را در ازای زرهی آهنی به عقد ازدواج علی علیه السلام درآورد. و زیرانداز آنها پوست قوچی بود که به هنگام خواب آن را بر می گرداندند و در روی نرم آن می خوابیدند. (20)

امام باقر علیه السلام فرموده: مهریه فاطمه دو چیز بود:

یک دست لباس زرد راه راه.

زره آهنی.

و زیرانداز آنها پوست قوچی بود که به هنگام خواب آن را برمی گرداندند و بر روی نرمتر آن می خوابیدند. (21)

یعقوب بن شعیب می گوید: هنگامی که رسول خدا فاطمه را به ازدواج علی علیه السلام درآورد، بر او وارد شد و فرمود: چرا گریه می کنی؟ به خداوند سوگند اگر بهتر از علی در خاندان من بود همانا تو را برای وی تزویج نمیکردم، و من تو را برای او تزویج نکردم بلکه خداوند تزویج نمود و مهریه تو را یک پنجم زمین قرار داد تا زمانی که زمین و آسمان برپا باشند. (22)

امام صادق علیه السلام می فرماید: فاطمه به رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مرا به مهریه اندک تزویج نمودی.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من تو را تزویج نکردم. بلکه فرمان ازدواج تو از آسمان صادر شده است و خداوند مهریه تو را یک پنجم دنیا قرار داده است. (23)

هنگام خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیها السلام رسول خدا صلی الله علیه و آله از علی علیه السلام سوال نمود: آیا چیزی برای ازدواج داری؟

علی علیه السلام پاسخ داد: ای رسول خدا! پدرو مادرم فدایت باد، هیچ چیز از تو پوشیده نمانده، تمام ثروتم شمشیری و شتری و زرهی بیش نیست.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: شتر و شمشیر برای کار و جهاد مورد نیاز توست همان زره را مهر قرار می دهم. (24)

سپس در آستانه برپایی مراسم به علی علیه السلام فرمود: زره را بفروش و بهایش را نزدم بیاور. علی علیه السلام زره را به فروش رسانید (25) و بهای آن را که عبارت از 480 یا 500 درهم نقره (26) مساوی 323 مثقال نقره بود به عنوان مهریه در اختیار پیامبر صلی الله علیه و آله نهاد.

این میزان مهریه که "مهرالسنه" نامیده می شود بین مسلمانان رواج یافت. زیرا مهریه اغلب همسران پیامبر صلی الله علیه و آله که برخی از آنان بعد از ازدواج فاطمه و علی علیهما السلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کردند از این حد فراتر نرفت. تا مدتها پس از پیامبر صلی الله علیه و آله از افزایش مهریه زنان جلوگیری می شد و مبنا در این کار میزان مهریه فاطمه علیها السلام دختر پیامبر صلی الله علیه و آله بود. (27).

مهمترین چیزی که به عنوان مهریه حضرت زهرا علیها السلام در روایات آمده است شفاعت آن حضرت از گنهکاران امت محمد صلی الله علیه و آله است:

قالت فاطمة: "یا ابت فاسئل من اللَّه تعالی ان یجعل مهری شفاعة عصاة امتک، فنزل جبرئیل من ساعته و بیده حریرة فیها مکتوب: جعل اللَّه تعالی مهر فاطمة الزهراء ابنة محمد المصطفی شفاعة امته العصاة، و اوصت فاطمة وقت خروجها من الدنیا یجعل ذلک الحریر فی کفنها و قالت: اذا حشرت یوم القیامه ارفع هذا الی یدی و اشفع فی عصاة امة ابی". (28) .

حضرت فاطه زهرا به پدر بزرگوارش عرض کرد: پدر جان! از خدا بخواه شفاعت گناهکاران امتت را مهریه من قرار دهد.

در این هنگام جبرئیل امین در حالی که نامهای را در دست داشت نازل شد، در آن نامه نوشته بود: خداوند متعال شفاعت گناهکاران امت محمد مصطفی را مهریه حضرت زهرا قرار داد.

آن بانوی بی نظیر جهان، موقع شهادت وصیت کرد همان مکتوب آسمان را در کفن وی قرار دهند، تا در پیشگاه الهی و در روز محشر آن را به دست گرفته و از مردم گناهکار امت اسلامی شفاعت نماید.

ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت می کند که:

آن حضرت به علی علیه السلام فرمود: ای علی! خداوند فاطمه را به ازدواج تو در آورد و زمین را مهریه او قرار داد، پس هر کس بر روی زمین راه برود و با تو دشمن باشد راه رفتن او بر روی زمین حرام است. (29) .

شیخ طوسی در امالی به سندش از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:

همانا خداوند تبارک و تعالی مهریه فاطمه را ربع دنیا قرار داد، پس یک چهارم دنیا به آن حضرت تعلق دارد، و مهریه او را بهشت و جهنم قرار داد، بنابراین دشمنان او داخل جهنم و آتش می شوند و دوستانش داخل بهشت، و او صدیقه کبری است و بر محور معرفت او تاریخ صدر اسلام شکل گرفت. (30)

عبدالله بن جعفر حمیری در کتاب قرب الاسناد از امام صادق علیه السلام روایت کرده: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه علیهاالسلام را به ازدواج علی علیه السلام درآورد، مهر او را زره حطمیه قرار داد که ارزش آن سی درهم بود. (31)

علامه مجلسی می گوید: در کتاب تزویج امام محمد تقی از بحارالانوار آمده است که آن حضرت ام الفضل دختر عبدالله مأمون را به مهر جده اش حضرت فاطمه علیهاالسلام، یعنی 500 درهم نقره سالم به عقد و ازدواج خود درآورد.



(17) بحارالانوار، ج 43، ص 112؛ جلاء العیون، ج 1، ص 175. 
(18) کافی، ج 5، ص 377، ح 1. 
(19) کافی، ج 5، ص 377، ح 2 و 4 به سند دیگر. 
(20) کافی، ج 5، ص 377، ح 3. 
(21) کافی، ج 5، ص 377 ـ 378، ح 5. 
(22) کافی، ج 5، ص 378، ح 6. 
(23) کافی، ج 5، ص 378، ح 7.
(24) کشف الغمه، ج 1، ص 355؛ بحارالانوار، ج 43، ص 127. 
(25) بحارالانوار، ج 43، ص 130. 
(26) مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 351. 
(27) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 12، ص 208.
(28) عوالم، ج 11، ص 354.
(29) بحار الانوار، ج 43، ص 145. 
(30) امالی طوسی، ج 2، ص 678. 
(31) قرب الاسناد، ص 173 شماره  634؛ کافی، ج 5، ص 377، ح  4.

ابن شهر آشوب مازندرانی در کتاب مناقب آل ابی طالب به نقل از ابن عباس، ابن مسعود، جابر بن عبدالله انصاری، براء بن عازب، انس بن مالک، سدی، محمد بن سیرین و امام محمد باقر علیه السلام درباره آیه 54 از سوره فرقان که می فرماید: "پروردگار شما هموست که از آب بشری خلق می کند و آن را نسبت و داماد قرار می دهد" نقل کرده که گفتند: منظور از این افراد: حضرت محمد و علی و حسن و حسین علیهم السلام و حضرت قائم در آخرالزمان است، زیرا در میان صحابه نسب و سبب و قرابت جمع نشد مگر برای آن حضرت، بدین جهت است که میراث به وسیله نسب و سبب به افراد می رسد.

بنا به روایتی منظور از کلمه بشر که در آیه شریفه است، حضرت رسول و مقصود از نسب حضرت فاطمه و منظور از کلمه صهر (داماد) حضرت علی می باشد.

و در تفسیر ثعلبی آمده که ابن سیرین گفته: این آیه در شأن پیامبر و علی علیهما السلام نازل شد که فاطمه علیها السلام را به همسری برگزید، و علی پسر عموی پیامبر و شوهر دخترش بود پس نسب و صهر- دامادی- در او جمع شده است.

ابن شاهین مروزی در فضائل فاطمه به اسنادش از بریده اسلمی، و بلاذری در انساب الاشراف به اسانیدش نقل کرده اند که ابوبکر فاطمه را خواستگاری کرد و پیامبر فرمود که در این رابطه منتظر فرمان الهی هستم و سپس عمر خواستگاری کرد و پیامبر به او نیز همین پاسخ را داد.

در مسند احمد بن حنبل، فضائل الصحابه، سنن ابی داود سجستانی و ابانه ابن بطه، و تاریخ بغداد، و فضائل فاطمه ابن شاهین مروزی که لفظ حدیث در اینجا از آن است، از خالد حذاء و ابو ایوب انصاری و عکرمه و ابونجیح و عبیده بن سلیمان، و همه آنها از ابن عباس روایت کرده اند که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را به ازدواج علی علیهماالسلام درآورد به او فرمود: چیزی به فاطمه هدیه کن! علی علیه السلام گفت: چیزی ندارم. پیامبر فرمود: زره حطمیه تو کجاست؟ علی گفت: همین جاست. پیامبر فرمود: همان را به او هدیه کن.

در تاریخ بغداد، انساب الاشراف، حلیه الاولیاء و الابانه عکبری از سفیان ثوری از اعمش، از ثوری، از علقمه، از ابن مسعود روایت شده است که گفت: در صبح عروسی علی و فاطمه، به نوعی نگرانی برای فاطمه پیش آمد، پیامبر به او فرمود: ای فاطمه! تو را به ازدواج مردی درآوردم که در دنیا سرور و در آخرت از صالحان است.ای فاطمه!

هنگامی که خداوند اراده نمود تا تو را به ازدواج علی درآورد، فرمان داد تا جبرئیل در آسمان چهارم ملائکه را در صف هایی منظم کند و برای آنها سخنرانی کند و سپس تو را به ازدواج علی درآورد. سپس خداوند فرمان داد تا درختان بهشت ثمره های خود را به پای ملائک بریزند، پس هر که در این روز بیشتر از سایر ملائک از این نثار خداوندی برمی گرفت بر دیگری افتخار می کند تا روز قیامت.

ام سلمه می گوید: فاطمه علیها السلام همواره بر سایر زنان برتری می جست و فخر می فروخت، برای اینکه او کسی بود که جبرئیل خطبه عقدش را خوانده بود.

و مشهور است در صحاح اهل سنت به سندهای مختلف، از امام علی علیه السلام و ابن عباس، و ابن مسعود و جابر و انس و براء بن عازب و ام سلمه، به الفاظ مختلف و معنی واحد به اینکه: ابوبکر و عمر از فاطمه خواستگاری کردند پیامبر فرمود: او هنوز کوچک است.

ابن بطه در ابانه روایت کرده که عبدالرحمن نیز از فاطمه خواستگاری کرد و در روایتی آمده است که مهر سنگینی هم پیشنهاد کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله غضب کرد و مقدار زیادی جواهرات گران قیمت را به معجزه ای در مقابل او نهاد و با این بیان در واقع به او گفت که "ما را به پول و جواهرات نیازی نیست".

ولی هنگامی که علی علیه السلام برای خواستگاری آمد، به پیامبر عرضه داشت: ای رسول خدا! شنیده ام که فرمودید: هر سبب و نسبی در روز قیامت منقطع خواهد بود جز سبب من. پیامبر فرمود: اما سبب که از جانب خداوند است، و اما نسب نیز چیزی است که خداوند اسباب آن را فراهم می کند. و سپس چهره پیامبر فروزان شد و بشاش شد و گفت: آیا تصمیم داری که با فاطمه ازدواج کنی؟ علی گفت: حال من بر شما مخفی نیست و می دانید که فقط یک اسب، الاغ، شمشیر و زره دارم. پیامبر فرمود: زره را بفروش.

و روایت شده که سلمان نزد علی علیه السلام آمد و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله تو را احضار کرده. سپس هنگامی که علی علیه السلام داخل شد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مژده باد ای علی که خداوند متعال فاطمه را در آسمان به تو تزویج نموده قبل از آنکه در زمین چنین ازدواجی رخ داده باشد و فرشته ای نزد من آمده و گفت: بشارت باد بر تو ای محمد به اجتماع و یگانگی آنها و طهارت و پاکی نسلشان، گفتم: نام تو چیست؟ گفت: نسطائیل و یکی از موکلان عرش هستم و از خدا خواستم تا به من اجازه دهد که بشارت این وصلت را من به تو بدهم.

ابوبریده از پدرش روایت کرده: علی علیه السلام از فاطمه خواستگاری کرد و رسول خدا فرمود: مرحبا و اهلا. سپس به علی علیه السلام گفته شد: برای تو کافی بود که رسول خدا یکی از آنها را نثارت کند: اهل و یا طاقت، توان فراخی سینه و صبوری را.

ابن بطه، ابن مؤذن و سمعانی در کتابهایشان- یعنی الابانه، اربعین و فضائل الصحابه- با سندهایشان از ابن عباس و انس بن مالک روایت کرده اند: روزی رسول خدا نشسته بود که علی علیه السلام نزد او آمد، رسول خدا به او گفت: ای علی! برای چه کاری آمده ای؟ علی گفت: آمده ام تا بر شما سلام کنم. رسول خدا گفت: هم اکنون جبرئیل بر من نازل شده و خبر داد که خداوند فاطمه را برای تو تزویج نموده و بر ازدواج شما چهل هزار ملک را شاهد گرفته، و به شجره طوبی فرمان داده تا در و یاقوت خود را به پای ملائک بریزد و او نیز چنان کرده و حوری های بهشتی از آن جواهرات بهشتی در طبق های مختلف جمع کرده اند و از برداشتن آنها تا روز قیامت به یکدیگر مباهات می کنند و به یکدیگر می گویند: اینها تحفه ازدواج بهترین زنان است.

و در روایت ابن بطه از عبدالله بن عباس آمده است: هر کس در این روز جواهرات بیشتری جمع کرده باشد تا روز قیامت بر سایر فرشتگان مباهات خواهد کرد.

ابن مردویه اصفهانی در کتابش، به سندش از علقمه روایت کرده: روزی که علی و فاطمه عروسی کردند ثمره های بهشتی به پای ملائک ریخته شد.

و عبدالرزاق صنعایی به سندش از ام ایمن در خبری طولانی از پیامبر صلی الله علیه و آله آورده است: خطبه ازدواج علی و فاطمه را جبرئیل و میکائیل در آسمانها خواندند و در آن هنگام جبرئیل وکیل علی و میکائیل وکیل فاطمه بود.

و در حدیث خباب بن ارت آمده: خداوند به جبرئیل وحی نمود: نور را با نور تزویج کن! و پس ولی و صاحب اختیار خدا بود، و خطیب جبرئیل و منادی میکائیل، داعی اسرافیل، نثارکننده عزرائیل، و شهود عقد ملائکه آسمانها و زمین ها. سپس به شجره طوبی وحی کرد تا جواهراتش را نثار ملائکه کند و او نیز چنین کرد و حوریان آنها را جمع می کردند و به آنها مباهات می نمودند.

معروف و مشهور این است که حضرت فاطمه علیها السلام پنج فرزند داشت:

- امام حسن علیه السلام 2- امام حسین علیه السلام 3- زینب کبری 4- زینب صغری (ام کلثوم.) 5- محسن شهید.

امام حسن علیه السلام در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری متولد و در سال پنجاه هجری به شهادت رسید. برخی روز شهادت آن حضرت را هفتم صفر و گروهی بیست و هشتم آن ماه دانسته اند، مرقد بی چراغ آن بزرگوار در قبرستان بقیع مدینه است.

حضرت امام حسین علیه السلام نیز در سوم ماه شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولد گردیده و در سن پنجاه و هشت سالگی، با وضع دلخراشی در سرزمین کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده و در همانجا مدفون شد.

حضرت زینب در سال پنجم و بنا به قول قوی تر در سال ششم هجری در مدینه دیده به جهان گشود و نام او از جانب خدا تعیین گردید و زینت پدر نامیده شد. او پس از یک عمر تحمل مشکلات و مصائب ناگوار، سرانجام در دهم رمضان یا چهاردهم رجب سال شصت و دو هجری جهان را وداع گفت، که مرقدش در سه محل محتمل است.

- مدینه 2- قاهره 3- دمشق (زینبیه)

معروف ترین آنها دمشق است، زیرا زینبی که در مصر (قاهره) مدفون است از نوه های حضرت امیرالمومنین است به نام زینب، نه زینب دختر آن حضرت.

زینب صغری معروف به ام کلثوم در سال هشتم هجری در مدینه به دنیا آمد و روزگار تلخی را همچون خواهرش زینب، پشت سر گذاشت و سرانجام با فاصله کمی پس از رحلت خواهرش از جهان فانی به جهان باقی شتافت. تاریخ ولادت و وفات آن بانو دقیقاً در تاریخ معتبر نیامده است.

و بالاخره فرزند آخر زهرا علیها السلام، محسن شهید است، که در اثر تهاجم سپاه خلیفه به فرماندهی یار او خلیفه دوم در شکم مادر به شهادت رسید...

با توجه به شخصیت آسمانی و قداست و عصمت فاطمه علیها السلام، بدیهی است که آن گرامی در جمیع امور و از جمله در پرورش فرزند و وظیفه مادری، برترین اسوه و الگوی بانوان اسلام است، خدای متعال در مدت زندگی مشترک امیر مؤمنان علی و بانوی بانوان فاطمه علیهما السلام، پنج فرزند به آنان عطا فرمود، که «محسن» در هجوم مأموران به خانه علی علیه السلام و قرار گرفتن زهرا علیها السلام میان در و دیوار، سقط شد.

بدون تردید پرورش در دامان مادری چون فاطمه علیها السلام در شکل گیری شخصیت والای فرزندان بسیار مؤثر بوده است، مادری که حتی در نوازشهای مادرانه اش در سنین خردسالی کودک از مسائلی والا سخن می گفت و فرزند را برای مسئولیتهای خطیر پرورش می داد؛

به این روایت توجه کنید:

هنگامی که امام حسن علیه السلام خردسال بود فاطمه علیها السلام با او بازی می کرد و او را بالا و پائین می انداخت و می فرمود:

أَشْبِهْ أَباکَ یا حَسَن

وَ اخْلَعْ عَن الْحَقِّ الرَّسَن

وَ اعْبُدْ إِلهاً ذامِنَن

وَ لا تُوالِ ذَا الْإِحَن

یعنی: ای حسن! همچون پدرت باش، و بند از حق بردار و خدای نعمت بخش احسان کننده را پرستش کن، و با دشمن کینه توز دوستی مکن.(1)

همین فراز کوتاه، نمایانگر بینش الهی فاطمه علیها السلام و نمودار روشن مادری اوست، مادر مهربانی که در شعر و ترانه کودکانه نیز دفاع از حق و پرستش خدای متعال را در گوش فرزند دلبند خویش زمزمه می کند، و ذهن حساس طفل را به سوی نور و ایمان، جهت می بخشد.

توجه پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به فرزندان فاطمه علیها السلام بسیار چشمگیر و خود سند فضیلت دیگری است، و نیز گواه ارتباط سرنوشت اسلام با فرد فرد اعضای این خانواده نور می باشد:

رسول اکرم صلی الله علیه و آله با حسن و حسین علیهما السلام بازی می کرد و بسیار آنان را می بوسید و بر سینه می فشرد و مکرراً مقامات عالی و شخصیت آسمانی و امامت آن دو را به مردم گوشزد می فرمود، از گفته های مشهور پیامبر صلی الله علیه و آله است که در مورد آن دو می فرمود:

«هذانِ إِبْنایَ إِمامانِ قاما أوْ قَعَدا»؛(2)

این دو فرزند من دو پیشوا و امامند چه قیام کنند و چه قیام نکنند.

و یا می فرمود: «اَلْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ سَیِّدا شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»؛ (3)

حسن و حسین دو سرور جوانان بهشتند.

«ابوهریره» با آنکه از مزدوران معاویه است اعتراف می کند که: پیامبر صلی الله علیه و آله حسن و حسین علیهما السلام را بر شانه مبارک خویش حمل می فرمود، در بین راه گاهی حسن را می بوسید و گاهی حسین را، مردی عرض کرد: یا رسول اللَّه! این دو کودک را دوست داری؟

فرمود: آری، هر کس حسن و حسین را دوست بدارد با من دوستی نموده و هر کس با آنان دشمنی کند با من دشمنی کرده است. (4)

گاهی پیامبر صلی الله علیه و آله از فاطمه علیها السلام می خواست که حسن و حسین را نزد او ببرد، وقتی آنان را خدمت آن بزرگوار می برد آن دو را به سینه می چسباند و مانند گل می بویید. (5)

«جابر» می گوید: روزی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم، دیدم حسن و حسین علیهما السلام بر پشت آن بزرگوار سوارند و پیامبر صلی الله علیه و آله با دست و پا برای آنان راه می رود و می فرماید: بهترین شتر، شتر شماست و شما نیز بهترین سوارانید. (6)

«یعلی عامری» می گوید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله، حسین علیه السلام را دید که با کودکان به بازی مشغول است، دست مبارک خود را پیش آورد تا حسین را بگیرد، و او به این سوی و آن سوی می دوید، پیامبر صلی الله علیه و آله آنقدر حسین را خنداند تا سرانجام او را گرفت، آنگاه دستی زیر چانه و دست دیگر پشت گردن او نهاد و دهان مبارک خویش بر لبهای او گذاشت و می بوسید و می فرمود: حسین از من و من از حسینم، هر کس او را دوست بدارد خدا را دوست داشته است، حسین فرزند دختر من است. (7)



(1) بحار الانوار، ج 43، ص 286؛ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 159. 
(2) مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 141. 
(3) کشف الغمه، ج 3، ص 89 و 96. 
(4) بحار الانوار، ج 43، ص 281؛ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 154. 
(5) بحار الانوار، ج 43، ص 299؛ کشف  الغمه، ج 2، ص 88. 
(6) بحار الانوار، ج 43، ص 285؛ کشف  الغمه، ج 2، ص 97. 
(7) بحار الانوار، ج 43، ص 271؛ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 226؛ امالی سید مرتضی،  ج 1، ص219. 

بعد از ده ماه و بیست روز حسین علیه السلام به دنیا آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله به گوش او نیز اذان و اقامه گفت، و او را به آغوش گرفت و گریه کرد. اسماء عرض کرد: یا رسول الله! پدر و مادرم به قربانت، برای چه گریه می کنی؟ فرمود: برای این پسرم. عرض کرد: یا رسول الله! این طفل تازه متولد شده؟ فرمود: بعد از من گروهی ستمگر او را می کشند که خداوند شفاعت مرا به آنان نمی رساند. ای اسماء! این خبر را به فاطمه علیها السلام مگو چون قریب العهد به ولادت است.

فرزند دوم زهرا علیها السلام سال چهارم هجرت، عام الخندق، روز سوم شعبان در مدینه به دنیا آمد. حسین علیه السلام که متولد شد، خداوند به جبرئیل علیه السلام وحی کرد فرزند پسری برای محمد متولد شده. برو و او را تهنیت بگو و به او بگو: علی نسبت به تو مانند هارون نسبت به موسی است. آن طفل را به اسم پسر هارون نامگذاری کن. پرسید: اسم او چه بود؟! جبرئیل گفت: شبیر. فرمود: زبان من عربی است. عرض کرد: نام او را «حسین» بگذار. پیامبر صلی الله علیه و آله او را حسین نام گذارد.

حسین علیه السلام خصائص زیادی دارد. او هر روز زبان پیامبر صلی الله علیه و آله را می مکید، تا آنجا که گوشت حسین از گوشت پیامبر صلی الله علیه و آله روئید.

ویژگی دیگر او اینکه امامان بعدی از نسل اویند، و دیگر اینکه دعا تحت قبه او مستجاب است و شفا در تربت اوست.

امام حسن علیه السلام فرزند اول زهرا علیها السلام در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری به دنیا آمد.

وقتی امام حسن علیه السلام به دنیا آمد، فاطمه علیها السلام به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: این کودک را نامگذاری کن. فرمود: من در نامگذاری این طفل بر پیامبر صلی الله علیه و آله پیشی نمی گیرم. وقتی حضرت آمد حسن علیه السلام را در پارچه زرد پیچیده خدمت ایشان آوردند. فرمود: مگر من نگفتم او را در پارچه زرد نپیچید.

حضرت پارچه زرد را کنار گذاشت و پارچه سفیدی گرفت و فرزند را به آن پیچید. سپس به علی علیه السلام فرمود: آیا او را نامگذاری کرده ای؟

عرض کرد: من در نامگذاری او بر شما سبقت نمی گیرم. فرمود: من نیز در نامگذاری بر پروردگارم سبقت نمی گیرم.

خداوند تبارک و تعالی به جبرئیل وحی کرد: پسری برای محمد متولد شده. برو و به او سلام و تهنیت برسان و بگو: علی نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسی است. این فرزند را به اسم پسر هارون نامگذاری کن.

جبرئیل آمد و از طرف خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله تهنیت گفت. سپس گفت: خداوند تبارک و تعالی به تو دستور می دهد او را به اسم پسر هارون نامگذاری کنی. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نام او چه بود؟! فرمود: «شبر» بود. گفت: زبان من عربی است. فرمود: نام او را «حسن» بگذار. پیامبر صلی الله علیه و آله او را حسن نام نهاد.

زهرا علیها السلام می خواست همه مراسم نوزاد به دست پدر بزرگوارش انجام شود. حسن را پس از آنکه در پارچه سفید پیچید، بدست پیامبر صلی الله علیه و آله داد. حضرت به گوش راست او اذان و به گوش چپش اقامه گفت، و روز هفتم دو گوسفند عقیقه کرد و ران آن را با یک دینار به قابله داد، و به وزن موی سرش نقره صدقه داد و سرش را خلوق (عطر مشهوری در میان اعراب) مالید.


آن حضرت سومین فرزند حضرت زهراء علیها السلام است و بر طبق نگارش محققان ولادت آن بانوی پاک و بزرگوار پنجم ماه جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری است.

هنگامی که زینب علیها السلام متولد شد مادرش حضرت زهرا علیها السلام او را نزد پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام آورده و گفت: این نوزاد را نام گذاری کنید، حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمی افتم - در این ایام حضرت رسول در مسافرت بودند- بعد از مراجعت از سفر، امیرالمؤمنین به حضرت عرض کرد نامی برای نوزاد انتخاب کنید، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمی گیرم، در این هنگام جبرئیل فرود آمده و سلام خداوند بزرگ را به پیامبر ابلاغ کرده و گفت: نام این نوزاد را زینب، بگذارید، خداوند این اسم را برای او برگزیده است، بعد مصائب و مشکلاتی که بر آن حضرت وارد خواهد شد بازگو کرد، رسول خدا گریست و فرمود: هر کس بر این دختر بگرید همانند کسی است که بر برادرانش حسن و حسین گریسته باشد.

کنیه او ام کلثوم است. به او زینب کبری گفته می شود تا بین او و دیگر خواهرانش فرق باشد، همانطور که به صدیقه صغری ملقب شده تا با مادرش صدیقه کبری فاطمه الزهراء علیها السلام اشتباه نشود.


یکی از فرزندان حضرت صدیقه زهرا علیها السلام که پس از تولد به مسلخ شهادت کشیده شد و در نتیجه ستم منافقین قربانی شد حضرت محسن، شش ماهه حضرت می باشد.

او پس از پیامبر اولین قربانی اهلبیت به خاطر دفاع از ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام می باشد. در کتاب ارزشمند چشمه در بستر (9) سی روایت از منابع شیعه و سیزده روایت از منابع اهل سنّت مبنی بر سقط حضرت محسن و کشته شدن او نقل شده است. این جنایت به واسطه ضربه ای که توسط عمر بر حضرت وارد شد اتفاق افتاد و او به عنوان اول ظالم در حقّ اهل بیت نامش ثبت در تاریخ گردید.

قالَ الْمُفَضَّلُ: یا مَوْلایَ ماتَقُولُ فی قَوْلِهِ تَعالی: «وَاِذا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِاَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» قالَ: «یا مُفَضَّلُ وَالْمَوْؤُدَةُ وَاللَّهِ مُحْسِنُ، لِأَنَّهُ مِنَّا لاغَیْرَ، فَمَنْ قالَ غَیْرُ هذا فَکَذَّبُوه»ُ.(10)

مفضل به امام صادق علیه السلام عرض کرد: ای پیشوای من! درباره فرموده خدای بزرگ، و هنگامی که از آن زنده به گور شده سؤال شود که به چه گناهی کشته شد چه می فرمائید؟ حضرت فرمود:

ای مفضل! سوگند به خدا که آن زنده به گور شده، محسن است که او از ماست نه از غیر ما. پس هر کس غیر از این بگوید تکذیبش کنید.




(9) چشمه در بستر، مسعود آقائی، ص 419. 
(10) کوثر ولایت، ص 89 ، ح 166. 


خداوند متعال احترام و محبت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله را واجب ساخته و مردم را به مراعات آن مکلف نموده است و شکی نیست که فرزندان فاطمه، فرزندان پیامبر و اهل بیت او محسوب می گردند. لذا پیامبر گرامی اسلام در مورد احترام این عزیزان می فرمایند:

«انا شافع یوم القیامه لاربعه اصناف: رجل نصر ذریتی و رجل بذل ماله لذریتی عند الضیق، و رجل احب ذریتی باللسان و القلب، و رجل سعی فی حوائج ذریتی» (11) ؛

من در پیشگاه خدا چهار دسته را شفاعت خواهم کرد:

- کسانی که فرزندانم را به هر نحوی کمک کنند.

- اشخاصی که در مقام نیاز به کمک مالی آنان بشتابند.

- افرادی که با دل و زبان، فرزندانم را دوست بدارند.

- مردانی که در رفع حاجت آنان تلاش نمایند.

و در حدیثی دیگر که شبیه این روایت است، در بند اول آن می فرمایند:

«المکرم لذریتی من بعدی...» (12) ؛

کسانی که به فرزندان من بعد از من احترام کنند.

این احادیث می رساند که احترام فرزندان فاطمه علیها السلام باعث خشنودی و رضایت خاطر رسول خدا گردیده و در نتیجه شفاعت آن حضرت را به دنبال خواهد داشت و بالعکس ظلم و ستم و هرگونه بی احترامی به آنان، موجب خشم خدا و پیامبر و سرانجام گرفتاری به قهر خدا خواهد گردید.

چنانچه در حدیثی رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله پس از شمردن کیفر ستمگران زهرا و آنگاه، در مورد ستم به فرزندان و شیعیان آن حضرت می فرمایند:

«... ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتها» (13) ؛

وای از کیفر شدید کسانی که به فرزندان و شیعیان فاطمه علیها السلام ستم کنند.




(11) وسائل الشیعه، ج 11، ص 556، ح 2. 
(12) وسائل الشیعه، ج 11، ص 556، ح 6. 
(13) فرائد السمطین، ج 2، ص 67، ح 391. 

اگر چه اکثر فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام طبق قانون وراثت، انسانهای شریف و بزرگوار و خدمتگزارند و در میدان علم و عمل به کمالات عالی نائل می گردند و تاریخ پرافتخار شیعه نشان می دهد که این عزیزان پرچم زعامت و رهبری و مرجعیت را در اعصاری در اختیار داشته و دارند، ولی در برابر آنان ساداتی که در اثر تأثر از محیط و دوستان و همنشینان نامناسب ره به بیراه رفته و نام و قداست فرزندی فاطمه علیها السلام را در اذهان عموم مخدوش ساخته اند کم نیستند. در اینجا این سؤال پیش می آید که: آیا آن دسته از سادات و فرزندان فاطمه که مسیر انحراف و فساد و بدمستی را بر مسیر اجداد طاهرینشان برگزینند، در این صورت کیفر و آتش جهنم نخواهند دید؟!

اگر جواب مثبت باشد و چنین تفکر غلط بر جامعه حاکم گردد که این گونه افراد منحرف با سادات پاک سرشت و پرهیزگار در پیشگاه خدا تفاوتی ندارند، عدل الهی و صراحت صدها آیه قرآنی و احادیث اهل بیت علیهم السلام را نادیده گرفته ایم، زیرا قرآن و سنت و سیره، همگی حاکی از تقدم پرهیزگاران و پاداش اهل عمل و کیفر و عذاب منحرفان است و سید و غیر سید و عرب و عجم و... تفاوتی ندارند.

قرآن مجید هر کسی را با عملش می سنجند،

«لنا اعمالنا و لکم اعمالکم» (14)

و هر شخصی را در گرو اعمالشان می شناسد.

« کل امرء بما کسب رهین». (15) «کل نفس بما کسبت رهینه» (16)

و به زن و مرد و صاحب هر نژادی پاداش یکسان عطا می کند.

«من عمل صالحا من ذکر او انثی» (17)

و متخلفان را عادلانه به کیفر می رساند و هیچ تبعیض و روابط موهوم در میان نخواهد بود. «من یعمل سوءاً یجز به و لایجد له من دون اللَّه ولیاً و لانصیراً» (18)

و فقط اصل اساسی در پیشگاه خدا بر مبنای تقوا استوار است.

«ان اکرمکم عنداللَّه اتقیکم» (19)

و هیچ گونه قوم و خویشی با پیامبران بدون عمل صالح کارساز نخواهد بود و در این رابطه، پسر پیامبر الواالعزم از صف بندگان الهی رانده می شود و ارتباط او با پدرش منفصل می گردد.

«یا نوح انه لیس من اهلک، انه عمل غیر صالح» (20)

و عموی پیامبر خدا مورد نفرین و لعنت پروردگار عالم قرار می گیرد.

«تبت یدا ابی لهب و تب» (21)

آری هر چه انسان به پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و فاطمه علیها السلام و شخصیت های الهی نزدیکتر باشد، به همان نسبت تکلیف و مسئولیتش سنگین تر خواهد بود و بر همین اساس پروردگار عالم بر زنان پیامبر هشدار داده و می فرماید: اگر شما خلافی را مرتکب شوید، دو کیفر خواهید دید، یکی در سزای اعمال، دیگری به جهت اینکه دامن رسول خدا را لکه دار کرده اید.

«یا نساء النبی من یأت منکن بفاحشه مبینه یضاعف لها العذاب ضعفین».(22)

یادآوری این نکته ضروری است، که آیات قرآن مجید در هر مورد نازل شود و شأن نزول آن هر چه باشد، در تکلیف و دستورات آن، همگان یکسانند. بنابراین از این آیات نتیجه می گیریم که سادات و فرزندان صالح حضرت فاطمه بسیار گرامی بوده، ولی آن دسته افرادی که از نسبت و نسب خود سوء استفاده کنند، مثل سایر مردم در پیشگاه خدا کیفر خواهند دید.


(14) بقره آیه 139. 
(15) طور آیه 21. 
(16) مدثر آیه 38. 
(17) غافر آیه 40. 
(18) نساء آیه 123. 
(19) حجرات آیه 13. 
(20) هود آیه 46. 
(21) مسد آیه 1. 
(22) احزاب آیه 30. 



خـــانه | درباره مــــا | سرآغاز | لـــوگوهای ما | تمـــاس با من

خواهشمندیم در صورت داشتن وب سایت یا وبلاگ به وب سایت "بهشت ارغوان" قربة الی الله لینک دهید.

کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون

مـــــــــــادر خیلی دوستت دارم