بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ختم صلوات

ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی

۱۷ مطلب با موضوع «پیش از تولد» ثبت شده است


در جهان طبیعت، شرایط و عوامل برای ظهور و پدید آمدن موجودات، مختلف و گوناگون است. در این صورت مسلم است که شرایط مختلف، موجب ظهور استعدادهای مختلف بوده است و استعدادهای گوناگون، قابلیت های متفاوتی را برای دریافت فیض الهی ایجاد می کند. نتیجه این که موجودات، در دریافت فیض از فیاض مطلق، مساوی نیستند. اگر در برخی موارد به ظهور پدیده ای برخوردیم که از نظر ما رشد و تولد او و یا صفات بارز در او غیر منتظره یا غیر عادی و طبیعی باشد، نباید آن را خارج از قوانین نظام بپنداریم و یا درباره نظام آفرینش به شک و تردید بیفتیم و آن را تبعیض در خلقت به حساب آوریم و نعوذ باللَّه کار خالق را گزاف بپنداریم. بلکه باید آن امری را که به نظر ما خارق العاده است با این قاعده حل کنیم که خدای حکیم و عادل بخشندگیش به حق است و بر اساس سنت های محکم الهی، نه گزاف و اتفاقی.

از نمونه های بارز خارق العاده بودن، تولد بانوی بزرگ اسلام دخت نبیّ گرامی اسلام حضرت محمد صلّی اللَّه علیه و آله این است. که نور او در میوه بهشتی قرار گرفت و نطفه او در صلب قطب عالم امکان،آن انسان کامل بسته شد و از آنجا به رحم پاک مقربترین زن یعنی خدیجه کبری بنت خویلد انتقال یافت.

فاطمه سلام اللَّه علیها در رحم مادر به قدری از عظمت و قابلیت برخوردار است که وقتی زنان مکه، خدیجه را به جرم این که با محمد صلّی اللَّه علیه و آله ازدواج کرده، ترک می گویند و او غمگین می شود، در رحم با مادر سخن می گوید و او را از تنهایی رها کرده، دعوت به صبر می کند. تا این که روزی به حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله عرض می کند: «الجنین الذی فی بطنی یحدّثنی و یؤنسنی»(9)؛

این جنینی که در رحم من است با من سخن می گوید و با من انس می گیرد.

و پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به خدیجه آرامش بیشتری داده می فرماید:

«یا خدیجة! هذا جبرئیل یخبرنی أنها أنثی و أنها النسلة الطاهرة المیمونة و أن اللَّه تبارک و تعالی سیجعل نسلی منها و سیجعل من نسلها أئمة و یجعلهم خلفاءه فی أرضه بعد انقضاء وحیه»؛(10)

«ای خدیجه! جبرئیل به من خبر می دهد که او دختر است و به راستی او دارای فرزندان پاک و خجسته خواهد بود و محققاً خدای تبارک و تعالی به زودی ذریه ام را از او قرار می دهد و به زودی خداوند از نسلش ائمه هدی علیهم السلام را به وجود می آورد و بعد از پایان رسیدن وحی الهی، خداوند اینها را خلیفه خویش در زمین قرار خواهد داد».

این موضوع را هم اهل سنت و هم شیعه هر دو قبول دارند و بیان کرده اند.

از جمله عبدالرحمن شافعی از قول خدیجه می گوید:

«انه لما حملت بفاطمة کانت حملاً، تکلمنی من باطنی»؛ (11)

«زمانی که به فاطمه حامله شدم، وی در شکمم با من صحبت می کرد».

«انه لما حملت خدیجة بفاطمة کانت تکلمها ما فی بطنها، و کانت تکتمها عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم فدخل علیها یوماً وجدها تتکلم و لیس معها غیرها فسألها عمن کانت تخاطبه فقالت: ما فی بطنی، فانه یتکلم معی. فقال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: أبشری هذه بنت جعلها الله أم أحد عشر من خلفائی یخرجون بعدی و بعد أبیهم»؛ (12)

«وقتی که خدیجه به فاطمه حامله شد، فاطمه با مادر خود صحبت می کرد و خدیجه این موضوع را از رسول خدا کتمان و پنهان می کرد و رسول خدا روزی بر خدیجه وارد شد و دید که خدیجه با کسی حرف می زند، در حالی که نزد خدیجه کسی نبود. از خدیجه سؤال می کند: با که صحبت می کردی؟ خدیجه در جواب رسول خدا عرض کرد: با این حمل که در شکم دارم، حرف می زدم. زیرا او در تنهایی ها با من صحبت می کند. پیامبر اسلام فرمود: بشارت باد تو را ای خدیجه! این کودکی که در شکم داری دختر است و خداوند او را مادر یازده جانشین من که بعد از من و پدرشان می آیند، قرار داده است.»

«فلما سأله الکفار أن یریهم انشقاق القمر، و قد بان لخدیجة حملها بفاطمة و ظهر قالت خدیجة وا خیبة من کذب محمداً و هو خیر رسول ربی، فنادت فاطمة- من بطنها-: یا اماه! لا تحزنی و لا ترهبی، فان الله مع أبی فلما تم حملها و انقضی، وضعت فاطمة فأشرق بنور وجهها الفضاء»؛ (13)

«وقتی که کفار از پیامبر اسلام انشقاق قمر را خواستند، زمانی بود که خدیجه به فاطمه سلام الله علیها حامله بود و خدیجه از این سؤال کفار ناراحت شده، گفت: زهی تأسف برای کسانی که محمد را تکذیب می کنند! در حالی که او بهترین فرستاده پروردگار من است، پس فاطمه سلام الله علیها از شکم مادرش صدا کرد: ای مادر! نترس و محزون مباش! زیرا خدا با پدر من است.»



(9)  بحارالانوار، ج 43، ص2.
(10) بحارالانوار، ج 43، ص2.
(11)  نزهة المجالس، ج2، ص227.
(12) تجهیز الجیش به نقل از کتاب مدح خلفاء راشدین. 
(13) روض الفائق، ص214.


این احادیث در کتب اهل سنت با اندک اختلافی در الفاظ بسیار نقل شده است. البته در کتب شیعه نیز فراوان است، ولی هدف و مقصد ما فقط نقل احادیث از طریق اهل سنت می باشد.

دانشمند معروف «جلال الدین سیوطی» در تفسیر در المنثور از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند:

«در شب معراج مرا وارد بهشت کردند و در برابر درختی از درختان بهشتی ایستادم که در تمام بهشت از آن زیباتر و با برگ هایی سفیدتر و میوه ای خوشبوتر ندیدم. یکی از میوه های آن را برگرفتم و تناول کردم و نطفه ای در صلب من تشکیل شد. بعد از آن که به زمین هبوط کردم و با خدیجه همبستر شدم، نطفه فاطمه سلام الله علیها منعقد شد. لذا هنگامی که مشتاق بوی بهشت می شوم، فاطمه را می بویم.» (14)

از احادیثی که از کتب معتبر اهل سنت نقل شد به دست می آید که فاطمه زهرا سلام الله علیها بانویی بهشتی و اصل وجود آن بانو از میوه بهشتی به وجود آمده است و نیز فهمیده می شود وی چه مقدار قدر و منزلت و مقام در نزد خدایش دارد.

روایت هایی که بر این مضمون است در کتب احادیث شیعه بسیار است. (15)

«خدیجه کبری روزی از رسول خدا خواست که بعضی از میوه های بهشتی را به وی نشان بدهد و تعریف بنماید. جبرئیل در حالی که دو سیب از بهشت برای پیامبر صلی الله علیه و آله آورده بود، شرفیاب شد و عرض کرد: ای محمد! آن خدایی که هر چیزی را به اندازه آفریده و برای هر چیزی اندازه و حدی معین قرار داده است، می گوید: یکی از این سیب ها را خود بخور و دیگری را به خدیجه اطعام کن و با وی همبستر شو. زیرا من فاطمه زهرا را از شما به وجود می آورم.

پس پیامبر صلی الله علیه و آله آنچه را که خداوند فرمود و جبرئیل گفته بود، انجام داد. هر زمانی که در پیامبر صلی الله علیه و آله شوق بهشت و نعمت های آن ایجاد می شد، فاطمه را می بوسید و نسیم بهشت را از آن استشمام می نمود و هر وقتی که پیامبر این کار را می کرد، می فرمود: فاطمه فرشته ای است به صورت انسان». (16)

راویان این حدیث عایشه و ابن عباس و سعید بن مالک و عمر بن خطاب هستند. روایات متواتر به این مضمون زیاد است، ولی به علت رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می شود.




(14) برای مطالعه آن به کتاب های بحار الانوار جلد ششم و دهم، سفینة البحار، مناقب ابن شهر آشوب، امالی و خصال شیخ صدوق و... مراجعه فرمایید.
(15) سیوطی در «در المنثور» ذیل تفسیر آیه (سبحان الذی اسری بعبده).
(16)  الروض الفائق، ص 214 ؛ فرائد السمطین، ج 2، ص 61 قریب به همین مضمون.


در مورد چگونگی تولد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اشاره می کنیم به حدیث مفضل از کتاب ارزشمند امالی شیخ صدوق که ماجرا را به صورت دقیق از زبان امام صادق علیه السلام نقل می نماید و ما را از بقیه سخنها و تواریخ بی نیاز می گرداند:

هنگامی که خدیجه با رسول خدا صلی الله علیه و آله ازدواج کرد، زنان مکه از وی کناره گیری کرده، رفت و آمد خود را با او قطع نمودند. خدیجه از این جهت غمگین شد تا چون به فاطمه حامله شد این جنین در شکم با خدیجه سخن می گفت و خدیجه را دلداری می داد.

چندی از این ماجرا گذشت تا هنگام وضع حمل فاطمه شد. خدیجه کسی را به نزد زنان قریش فرستاد و از آنها خواست تا به خانه او آیند و هنگام ولادت فاطمه او را کمک دهند. ولی زنان برای خدیجه پیغام دادند که تو به سخن ما گوش نکردی و با یتیم ابوطالب که مالی نداشت ازدواج کردی، ما نیز به کمک تو نخواهیم آمد.

خدیجه از این پیغام غمگین شد و در حال غم و اندوه به سر می برد که به ناگاه چهار زن گندمگون بلند قامت را که همچون زنان بنی هاشم بودند، مشاهده کرد که بر وی وارد شدند. خدیجه از دیدن ایشان نگران شد. اما یکی از آن چهار زن به سخن آمده، گفت: ای خدیجه نترس و محزون مباش که پروردگار تو ما را فرستاده و ما خواهران تو هستیم. من ساره همسر ابراهیم خلیل هستم و این آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون) است که همدم تو در بهشت خواهد بود و آن دیگر مریم دختر عمران و چهارمی کلثوم دختر موسی بن عمران است. خدای تعالی ما را فرستاد تا در وضع حمل به تو کمک دهیم.

یکی از آنها طرف راست خدیجه و یکی طرف چپ او و دیگری روبروی او و چهارمی پشت سر او نشستند. در آن حال فاطمه سلام الله علیها متولد شد در حالتی که پاک و پاکیزه بود. چون روی زمین قرار گرفت، چنان نوری از او فروتابید که تمام خانه ها را نور داد و در مشرق و مغرب زمین جایی نماند مگر این که همه را روشن کرد و در آنجا تابید. در آن حال ده حورالعین وارد شدند که در دست هر یک از آنها تشت و ابریق بهشتی بود که در آن ابریقها آب کوثر بود و به آن زنی دادند که روبروی خدیجه نشسته بود. پس زهرا علیها السلام را با آب کوثر شست و شو داد و دو جامه سفید بیرون آورد که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود. زهرا را به یکی از آنها پیچید و دیگری را مقنعه او قرار داد. پس حضرت به سخن درآمد و شهادت داد به رسالت پدر بزرگوار خود سیّد انبیاء و شوهر خود سیّد اوصیاء و فرزندان خود:

أشهد أن لا اله الّا اللَّه و أن أبی رسول اللَّه سیّد الانبیاء و أنّ بعلی سیّد الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط؛

شهادت می دهم به یگانگی خدا و این که پدرم رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله آقای پیامبران است و شهادت می دهم به این که شوهرم سرور جانشینان و دو فرزندم سرور فرزندان هستند.

پس به هر یک از آن زنها سلام کرد و نام هر یک از آنها را بر زبان جاری کرد و زنان به روی او خندیدند و بشارت دادند و حورالعین نیز یکدیگر را بشارت دادند و بعضی از اهل آسمان بعضی دیگر را به ولایت آن معظمه مژده دادند و در آسمان نوری ظاهر شد که هرگز مانند آن را ندیده بودند.

زنها به خدیجه گفتند: ای خدیجه! این مولود را بگیر در حالتی که پاک و پاکیزه و فرخنده و برکت داده شده است در او و در نسل او. پس خدیجه او را گرفت در حالتی که خوشحال بود و سینه در دهان او گذارد و شیر جاری شد.

رشد و نمو فاطمه سلام اللَّه علیها از رشد خردسالان دیگر سریعتر بود. (1)

بدین ترتیب فاطمه متولد گردید و خدای تعالی این مولود با برکت را که نسل رسول خدا صلی الله علیه و آله از وی در دنیا به جای ماند، به آن حضرت عنایت فرمود و خود نیز چنان که در پاره ای از تفاسیر آمده، مژده آن را در سوره مبارکه کوثر به آن حضرت داد و برای دلداری رسول خدا و دلگرمی آن بزرگوار در برابر دشمنان سرسخت و نیرومندی چون عاص بن وائل سهمی یا ابوجهل و ابولهب که با درگذشت پسران پیغمبر او را «ابتر» و مقطوع النسل خواندند با کمال مهربانی و ملاطفت او را مخاطب ساخته فرمود:

إنا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر

به یقین ما به تو کوثر (و خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن. و بدان) دشمن تو به یقین ابتر و بریده نسل است.



(1) بحارالانوار، ج43، ص2 ـ 3؛ احقاق الحق، ج10، ص12 ـ 14.


اوّل: سخن گفتن حضرت زهرا سلام اللّه علیها در شکم مادر پیش از تولّد.

دوّم: عالمه بودن آن حضرت در شکم مادر به دلیل امر به صبر کردن مادر خود از صدمات و زخم زبانها و شماتتها و آزارهایی که از زنان قریش به او رسیده بود و دلداری دادن به مادر در آنچه از زمان ازدواج مادرش با پدر بزرگوارش بر او رخ داده بود.

سوّم: ایشان در رحم مادر دارای اخلاق الهی بوده اند، همچنان که خداوند به حکم آیه

«اصبر کما صَبَرَ اولوا العزم من الرسل»

پدر بزرگوارش را امر به صبر فرموده، این ولیّة الله هم مادر بزرگوار خود را امر به صبر فرمود.

چهارم: پیش از آن که آن بزرگوار از مادر متولد شود جبرئیل به پدر بزرگوارش بشارت داده و خبردار نموده که نسل او پاک و پاکیزه است و وجود مبارک پیغمبر صلی الله علیه و آله نیز به خدیجه بشارت و خبر داده بود.

پنجم: جبرئیل از جانب خدا به پدر بزرگوارش خبر داده که نسل پیغمبر از این دختر قرار داده می شود و از غیر او نسلی برای پیغمبر نخواهد بود.

ششم: خدای تعالی امامت را در نسل این دختر قرار می دهد، چنانچه یازده امام از نسل این عزیز به وجود آمده است.

هفتم: فرستادن چهار نفر زن نامدار که به فرموده خود پیامبر بهترین زنان این جهان هستند، برای یاری و مدد خدیجه هنگام وضع حمل.

هشتم: فاطمه طاهره و مطهّره هنگام تولد از مادر آلوده به هیچ چیز نبوده است.

نهم: چون از مادر متولد شد، چنان نوری از او ساطع شد که در تمام خانه های مکه تابید.

دهم: در مشرق و مغرب زمین جایی نمانده که نور آن خاتون قیامت در آنجا نتابیده باشد.

یازدهم: حضور ده حورالعین بهشتی به هنگام تولد حضرت با جامهایی از آب کوثر.

دوازدهم: شستشوی آن معظّمه به آب کوثر.

سیزدهم: قنداق و مقنعه مخصوص از بهشت برای او آورده و بر او پیچیده و پوشانیدند.

چهاردهم: در ابتدای تولد سخن به معارف راستین باز کرد. نخست به یکتایی و یگانگی خدا شهادت داد و پس از آن به رسالت پدر بزرگوارش و شهادت به این که شوهرش آقای همه جانشینان است و فرزندانش آقایان همه فرزندان. اینها نیز دلیل عالمه بودن آن صدیقه طاهره است.

پانزدهم: سخن گفتن آن بزرگوار با چهار زن نامبرده در حین تولد.

شانزدهم: سلام کردن و تحیت گفتن او به هر یک از آن چهار زن با ذکر نام.

هفدهم: بشارت دادن حورالعین به یکدیگر برای ولادت آن حضرت.

هجدهم: بشارت دادن اهل آسمانها به یکدیگر برای ولادت آن سیده دنیا و آخرت.

نوزدهم: ظاهر شدن نوری در آسمان هنگام ولادت آن حضرت که ملائکه پیش از ولادتش ندیده بودند.


محلّ تولّد آن حضرت، خانه خدیجه دختر خویلد «امّ المؤمنین» بود. این خانه در کوچه های مکّه مکرّمه معروف به کوچه های عطاران قرار داشت.

ازرقی گوید: این خانه به زادگاه فاطمه علیهاالسلام معروف است؛ زیرا فاطمه و دیگر فرزندان خدیجه از رسول خدا در آن تولد یافته اند.

همچنین به گفته ازرقی، ازدواج پیامبر با خدیجه در این خانه واقع شده و وفات خدیجه نیز در این خانه بوده است و پیامبر خدا در این خانه سکونت داشتند تا هنگامی که به مدینه هجرت کردند. بعد از این، خانه در اختیار عقیل پسر ابوطالب بود و گویند معاویه در دوران خلافتش آن را از عقیل خریداری کرد و آن را به مسجد تبدیل نمود و مردم در آن نماز می خواندند که امروز از آن خانه اثری نیست. امّا در گذشته پایین تر از سطح کوچه بوده و چند پله فاصله داشته و در سمت چپ آن سکویی به اندازه سی سانتی متر ارتفاع، با طول ده متر و عرض چهار متر قرار داشته است. همچنین مکتب خانه ای در آن بوده است که کودکان در آنجا قرآن می آموختند. در سمت راست خانه درِ کوچکی بوده که با دو پلّه به کوچه ای با عرض دو متر راه داشته است.

این خانه دارای سه در بود: یکی در سمت چپ به اتاق کوچکی به مساحت سه متر در کمتر از سه متر که جای عبادت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله بوده و در آنجا بر آن حضرت وحی نازل می شده است. در سمت راست نسبت به کسی که وارد خانه می شود، محلی پایین تر از سطح زمین وجود داشته که آن را وضوخانه آن حضرت گفته اند.

درِ دوم، روبروی کسی بوده که وارد می شده است، این در به مکانی وسیع تر باز می شده و شش متر در چهار متر مساحت داشته که محل سکونت پیامبر و خدیجه بوده است.

درِ سوم که سمت راست قرار داشته متعلّق به اتاقی بوده با طول چهار متر در عرض هفت متر که در وسط آن مقصوره کوچکی بوده که بر جایگاه ولادت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام قرار می گرفته است. بر دیوار شرقی این اتاق «رَفی» است که روی آن قطعه سنگی از دستاس های قدیم نهاده شده که می گویند این دستاسِ حضرت زهرا علیهاالسلام است که در زمان حیات از آن استفاده می کرده است.

به موازات طول خانه و گذرگاه بیرونی و سکوی داخلی از شمال، فضایی است با ارتفاع یک متر و نیم به مساحت شش متر در هفت متر که تصوّر می شود این محل همان جایی باشد که حضرت خدیجه مال التجاره خود را در آن نگهداری می کرده است. این بود مشخصات خانه چنانکه «بتانونی» در سفرنامه خود آورده است. با کمال تأسف با روی کار آمدن فرقه وهابیت و حاکمیت جابرانه آنها بر حرمین شریفین نه تنها به احیاء و ترویج این گونه بناهای ارزشمند توجهی نشد، بلکه وهابیان از همان روزهای اول سلطه سعی در محو و ویران کردن آثار ارزنده تاریخ اسلام داشته اند.


حضرت علی علیه السلام فرمود:

در شب تولد نور پاک فاطمه، زلزله عظیمی در مکه اتفاق افتاد که سنگهای بزرگی از کوه ابوقیس جدا شد و بر زمینهای پست و بلند می غلطید. آن قدر این زلزله ادامه داشت که ابوطالب بر بالای بلندی رفت و به خداوند عرض کرد:

«الهی و سیدی اسألک بالمحمدیة المحمودیة و العلویة العالیة و بالفاطمیة البیضاء الا تفضلت علی اهل التهامة بالرحمة و الرأفة».

ای خدا و آقای من! به مقام ستوده محمدی و مقام بلند علوی و مقام درخشان فاطمی از تو درخواست میکنم که بر اهل مکه به رحمت و مهربانیت تفضل و احسان نمایی.

به این ترتیب ابوطالب در پیشگاه خداوند به ساحت مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله و علی و فاطمه علیهما السلام توسل جست و از برکت نام ایشان همان لحظه زمین مکه آرام شد. (2)

پس از آن مردم آن کلمات را حفظ کرده، در شداید و بلاها می خواندند، ولی جهت آن را نمی دانستند.



(2) ریاحین الشریعه: ج1، ص58.


در بین علمای امامیه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادی الثانی سال پنجم بعثت تولد یافته است. علمای امامیه و علمای عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اکثر علمای عامه تولد او را قبل از بعثت می دانند. عبدالرحمن بن جوزی می نویسد: تاریخ نگاران نوشته اند که فاطمه زهرا در سالی متولد شد که قریش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. یعنی پنج سال قبل از بعثت. (3)

محمد بن یوسف حنفی می نویسد: فاطمه در سالی متولد شد که قریش مشغول ساختن کعبه بودند. (4)

طبری از قول عباس نقل می کند که گفت: فاطمه در سالی متولد شد که قریش مشغول ساختن خانه کعبه بودند و در آن هنگام پیغمبر در سن سی و پنج سالگی بود .(5)

ابوالفرج می نویسد: فاطمه قبل از بعثت در سالی که کعبه بنا می شد به دنیا آمد. (6)

علامه مجلسی می نویسد:

روزی عبداللَّه بن حسن بر هشام بن عبدالملک وارد شد در حالی که کلبی نیز در مجلس حضور داشت. هشام به عبداللَّه گفت: فاطمه چند سال عمر کرد؟

عبداللَّه در پاسخ گفت: سی سال.

سپس همین سؤال را از کلبی نمود. او در جواب گفت: سی و پنج سال.

هشام رو به عبداللَّه نمود و گفت: آیا سخن کلبی را شنیدی؟ اطلاعات کلبی در عالم انساب خوب است.

عبداللَّه گفت: یا امیرالمؤمنین! احوال مادر مرا از من باید بپرسید و احوال مادر کلبی را از او.(7)

بیشتر علمای امامیه و گروه دیگری (8) نوشته اند که فاطمه پنج سال بعد از بعثت تولد یافت. مدرک آنان احادیثی است که در این باره از ائمه صادر شده است. ابوبصیر روایت کرده که امام صادق علیه السلام فرمود: در بیستم ماه جمادی الثانی در هنگامی که پیغمبر چهل و پنج ساله بود به دنیا آمد. هشت سال با پدرش در مکه بود. و ده سال در مدینه با پدرش زندگی کرد. بعد از پدر بزرگوارش هفتاد و پنج روز زنده ماند و در روز سوم جمادی الثانی در سال یازدهم هجری وفات نمود. (9)

اما شهادت حضرت زهرا در سوم جمادی الثانی با داستان هفتاد و پنج روز زنده ماندن آن حضرت سازگار نیست و با نود و پنج روز مناسب تر است. لذا بعید نیست که لفظ «تسعین» در روایت، با لفظ «سبعین» اشتباه شده باشد.

حبیب سجستانی می گوید: از حضرت ابوجعفر علیه السلام شنیدم که می فرمود: فاطمه دختر محمد، پنج سال بعد از بعثت رسول خدا تولد یافت و در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز از عمر شریفش گذشته بود.(10)

در روایتی وارد شده که فاطمه در هنگام عروسی نه ساله بود.

سعید بن مسیب می گوید: به حضرت علی بن الحسین عرض کردم: پیغمبر در چه سالی فاطمه را به علی تزویج نمود؟

فرمود: یک سال بعد از هجرت و در آن تاریخ فاطمه نه ساله بود. (11)

ابابکر و عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله تقاضا کردند که با فاطمه ازدواج کنند. در جواب فرمود: هنوز کوچک است. ولی وقتی علی بن ابی طالب خواستگاری کرد مورد قبول قرار گرفت. این حکایت نیز با تولد بعد از بعثت سازگارتر است، زیرا اگر قبل از بعثت تولد یافته بود در آن زمان 18 ساله بود و دختر 18 ساله صغیر نیست. (12)

از امثال این احادیث استفاده می شود که تولد فاطمه بعد از بعثت رسول اکرم واقع شده است. احادیثی نیز در عنوان «خلقت آسمانی» از اهل سنت ذکر شد که خود گواه و دلیل روشن بر این مدعی است و در همه احادیث مذکور مسأله معراج و کلمه عروج آمده است که قطعاً مربوط به پس از بعثت است.

چنان که ملاحظه می کنید در بین علمای اسلام در مورد تاریخ تولد حضرت زهرا اختلاف شدیدی وجود دارد، اما چون اهل بیت تولد آن حضرت را پنج سال بعد از بعثت دانسته اند، قولشان بر قول تاریخ نویسان عامه مقدم است. زیرا ائمه اطهار و اهل بیت پیغمبر و فرزندان زهرا، بهتر از دیگران از سن مادرشان خبر دارند.

در خاتمه لازم است بدین نکته توجه داشته باشید که اختلافی که در مورد تاریخ تولد فاطمه دیده می شود، به سن شریفش هنگام ازدواج و شهادت نیز سرایت می کند. زیرا اگر تاریخ تولد را پنج سال قبل از بعثت بدانیم، باید در هنگام ازدواج در حدود هیجده ساله باشد و در هنگام وفات، بیست و هشت ساله، اما اگر پنج سال بعد از بعثت متولد شده باشد، باید در هنگام عروسی در حدود نه ساله باشد و در هنگام وفات هیجده ساله.

شبهه ای دیگر

ممکن است کسی بگوید که: خدیجه در سال دهم بعثت وفات نمود و در هنگام وفات 65 ساله بود. بنابراین، اگر فاطمه در سال پنجم بعثت تولد یافته باشد باید خدیجه در سن پنجاه و نه سالگی آبستن شده باشد. چگونه می توان این مطلب را باور کرد؟!

ما در پاسخ به این اشکال می توانیم دو مطلب بگوییم:

- این موضوع مسلّم نیست که خدیجه در هنگام وفات 65 ساله باشد. بلکه بنابر قول ابن عباس باید سنش در موقع آبستن شدن به فاطمه، در حدود 48 سالگی باشد. زیرا ابن عباس می گوید: خدیجه در سن 28 سالگی با پیغمبر عروسی کرد. (13) و قول ابن عباس نیز بر سایرین تقدم دارد. زیرا خویشان پیغمبر بهتر از دیگران از وضع داخلی خودشان اطلاع دارند.

بنابراین روایت، خدیجه در هنگام بعثت رسول خدا، چهل و سه ساله بوده و در سال پنجم بعثت که سال تولد فاطمه است در حدود 48 سال عمر داشته و آبستن شدن در این سنین غیر عادی نیست.

- اگر قول ابن عباس را هم قبول نکنیم و بگوییم خدیجه در سن چهل سالگی ازدواج کرده و قاعدتاً باید در سن 59 سالگی آبستن شده باشد، باز هم امر محالی نیست، زیرا فقها و دانشمندان نوشته اند که زنهای قریشی تا سن شصت سالگی عادت می شوند و آبستن شدن نیز برایشان امکان دارد. خدیجه هم از طایفه قریش و مشمول این قاعده است.

به علاوه، درست است که آبستن شدن زن در این سنین نادر است، اما در تاریخ نمونه هایی داشته و دارد.




(3) تذکرة‏ الخواص، ص306.
(4) نظم درر السمطین، ص 175.
(5) ذخائر العقبی، ص53.
(6) مقاتل الطالبیین، ص30.
(7) بحارالانوار ج43، ص213.
(8) ابن‏ شهر آشوب در مناقب ج3، ص357، کلینی در اصول کافی ج1، ص458، مجلسی در بحارالانوار ج43، ص6 و حیات القلوب ج2، ص149، محدث قمی در منتهی الآمال ج1، ص94، محمدتقی سپهر در ناسخ التواریخ ص17، علی بن عیسی در کشف الغمة، ج 2، ص 75، طبری در دلائل الامامة ص10، فیض کاشانی در وافی ج1، ص173.
(9) دلائل الامامة، ص10.
(10) اصول کافی، ج1، ص457.
(11) روضه کافی چاپ نجف سال 1385 هجری، ص281.
(12) فرائد السمطین ج1، ص88 
(13) کشف الغمة، ج2، ص139.



خـــانه | درباره مــــا | سرآغاز | لـــوگوهای ما | تمـــاس با من

خواهشمندیم در صورت داشتن وب سایت یا وبلاگ به وب سایت "بهشت ارغوان" قربة الی الله لینک دهید.

کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون

مـــــــــــادر خیلی دوستت دارم