بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ختم صلوات

ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی

۵۹ مطلب با موضوع «خانواده» ثبت شده است

روزی حضرت فاطمه علیها السلام رو به حضرت علی علیه السلام نمود و گفت: ای اباالحسن! من از پدرم شنیدم که می فرمود: اشک، خشم خداوند را خاموش می کند و قبر باغی از باغهای بهشت نخواهد بود مگر هنگامی که بنده از ترس خدا گریه کند و خداوند عزیز و جبار می داند که من با این اشکها از خوف خدا می گریم. حضرت علی علیه السلام گریست، فاطمه علیها السلام از اشکهای آن حضرت گرفته و بر چهره خود کشیده و گفت: ای ابالحسن! اگر غمگینی در بین امت گریه کند خداوند آن امت را مورد بخشایش خود قرار می دهد. پسر عمو! تو غمگین و محزونی و من اشک چشم تو را به صورت می کشم تا مشمول رحمت خدا شوم. (9)

 


(9) فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر، ص 444.

سبک و سیره ریحانه پیامبر در زندگی، هماهنگی و همدلی و همراهی با همتای گرانقدر خویش، فروتنی و تواضع و ادب انسانی در برابر آن حضرت و حرف شنوی و فرمانبرداری و مدیریت پذیری و شایسته سالاری بود؛ چرا که بر این باور بود که زنان خردمند و شایسته کردار، راه هماهنگی و فروتنی و مدیریت پذیری از همتا و همسر شایسته و حق شناس خویش را برمی گزینند و یار و غمخوار و همراه و همدل او می گردند و بسان پروانه بر گرد شمع وجود آزاد مرد زندگی خویش در راه حق و عدالت و آزادگی می چرخند، درست همان گونه که مردان راستین در زندگی بسان شمعی می سوزند تا روشنی بخش زندگی در نظام خانواده و هدفها و آرمان های والای انسانی و باورهای مقدس و عادلانه خویش و همتا و شریک و هم پرواز زندگی خویش گردند.

آن حضرت با اینکه از سویی در ابعاد گوناگون زندگی فردی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، اخلاقی، سیاسی، حقوقی، پیشوا و پیشتاز و ممتاز و هم سنگ و هم وزن امیرمؤمنان بود، و از دگر سو از موقعیت والای معنوی و جایگاه رفیع اجتماعی و پایگاه پرفراز خانوادگی بهرهای بینظیر داشت، با این وصف، نه تنها در قلمرو زندگی، به ویژه نظام خانه و خانواده، خویشتن را با همتای خویش هماهنگ و همراه میخواست، بلکه در شرایط حساس و سرنوشت ساز، از دیدگاه و موضع خویش به احترام آن حضرت می گذشت و در برابر او فروتنی پیشه می ساخت و با عنایت به شرایط و وضعیت خاص آزاد مرد روزگارش، حرف او را می شنید و به دیدگاه او بها می داد و نظر او را بر خویش مقدم می داشت.

نمونه ها:

دو مرد زورمند نظام سقیفه پس از انحصار قدرت و امکانات و سرکوب و ایجاد اختناق، برای رفع و رجوع عملکرد خویش، با نقشه ای به دیدار ریحانه پیامبر شتافتند، اما آن خداوندگار درایت و ژرف نگری، آنان را نپذیرفت و از در خانه بازگردانید و اعلان فرمود که با شیوه استبدادی آنان سخت مخالف است و از حق کشی و زورمداری آنان به خدا شکایت خواهد برد؛ مگر اینکه راه خویش را تغییر دهند و حقوق و آزادی و امنیت مردم را به رسمیت شناسند و حق را به حقدار بسپارند.

آنان شکست خورده بازگشتند و به امیرمؤمنان پناه بردند و از او تقاضای دیدار با ریحانه پیامبر را نمودند و به همراه او به در خانه آمدند.

فاطمه علیها السلام با اینکه سیاست خردمند انه و موضع شهامتمندانه اش را اعلان فرموده بود، با تعمق در شرایط و موقعیت همتای گرانقدر خویش، با کمال فروتنی و فرمانبرداری در برابر طرح موضوع از سوی امیرمؤمنان فرمود: علی جان! خانه خانه توست و آزاد زن خانه ات، همسر و همتای تو؛ پس هر آنچه به مصلحت می دانی انجام ده.

«البیت بیتک و الحرة زوجتک....» (1)

به هنگامه یورش دژخیمان استبداد به کانون وحی و رسالت و جلب امیرمؤمنان به مسجد برای بیعت اجباری، ریحانه قهرمان پیامبر دلیرانه از حق و عدالت و همتا ی گران قدرش دفاع کرد و هرگز از دبدبه و مانور استبداد نهراسید و به خانه بازنگشت؛ اما هنگامی که پیام امیرمؤمنان به وسیله سلمان رسید که به خانه برگردد، فرمود: «اذا ارجع و اصبر و اسمع و اطیع».

خود آن حضرت به امیرمؤمنان می فرماید: «یابن عم، ما عهدتنی کاذبة و لا خائنة و لا خالفته منذ عاشرتنی»؛ علی جان! به یقین، مرا در زندگی خویش همواره راستگو و درستکردار و امانت پیشه یافتی و هرگز تو را مخالفت و نافرمانی نکردم؛ آیا سبک و سیرهام جز این بوده است؟!

و همتای گرانقدرش این سبک و سیره را گواهی می کند و می فرماید: فاطمه جان! تو داناتر، پروا پیشهتر، گرامی تر و خداترس تر از آن هستی که من تو را جز آنچه گفتی بنگرم. (2)

امیرمؤمنان در این مورد از جمله می فرمود:

«فوالله ما اغضبتها...و لا اغضبتنی و لا عصت لی امرا...»؛

به خدای سوگند که در زندگی مشترک من و ریحانه پیامبر، عشق و صفایی حاکم بود که نه هرگز من او را به خشم آوردم و یا به کاری که نمی پسندید، وادار کردم و نه او مرا هیچ گاه خشمگین ساخت و یا نافرمانی کرد؛ نه، هرگز! او به گونه ای بود که با نظاره بر او، غم و اندوه از گستره دلم زدوده میشد و نسیم آرامش وزیدن می گرفت.

 


(1) بحار الانوار، ج 43، ص 198، ح 29.

(2) بحارالانوار، ج 14، ص 197، ح 4.

علی علیه السلام باغی داشتند که آن را به مبلغ 12 هزار درهم فروخته و همه پولها را بین فقراء و تهیدستان مدینه تقسیم کرد. وقتی که به منزل بازگشت، فاطمه علیها السلام از ایشان پرسید: یا علی! پس غذای امروز ما چه شد؟ علی علیه السلام برای تهیه غذا از منزل خارج شد، اما فاطمه علیها السلام با خود اندیشید که چرا چنین گفتم، چون از پدر شنیده بود که هرگز از شوهرت چیزی نخواه، شاید نتواند آن را تهیه کند. آن گاه فرمود: «فإنی أستغفر الله و لا أعود أبدا»؛

من از خدا آمرزش می طلبم و دیگر این رفتار را تکرار نخواهم کرد. (8)

 


(8) نهج الحیاة، ص 19؛ بحارالانوار، ج 41، ص 46؛ امالی صدوق، ص 379، حدیث 10.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله، در یکی از جلسات دوستانه، به ارزشهای علی علیه السلام اشاره میفرمود و شدت محبت و علاقه قلبی خود را برای دخترش اظهار نمود.

فاطمه علیها السلام در حالی که به عظمت و ارزشهای امام اعتراف میکرد، فرمود:

«و الذی اصطفاک و اجتباک و هداک و هدا بک الامة لا زلت مقرة له ما عشت»؛

سوگند به خدایی که به تو رسالت انتخاب کرد و (برای هدایت انسانها) برگزید و تو را هدایت کرد و امت اسلامی را به وسیله تو هدایت نمود، تا زنده ام همواره به ارزشهای امام علی معترف خواهم بود. (5)

 


(5) مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 330؛ کتاب عوامل، ج 11، ص 128.

روزی در یکی از جلسات خانوادگی، رسول گرامی صلی الله علیه و آله دخترش فاطمه علیها السلام را با انبوه مصائب و مشکلاتی که پس از وی بر امیرالمؤمنین علیه السلام باریدن خواهد گرفت آشنا فرمود.

«أن زوجک یلاقی بعدی کذا و کذا»

حضرت زهرا علیها السلام غم آلود و نگران پرسید:

«یا رسول الله الا تدعو الله أن ینصرف ذلک عنه؟» (6) ؛

ای رسول خدا! آیا از خداوند نمیخواهی که این مشکلات از علی علیه السلام کناره گیرند؟

فرمود: چرا. اما چاره ای جز آن نیست، زیرا انسانها آزادند و از نعمت اختیار و آزادی سوء استفاده می کنند. (7)

 


(6) بحارالانوار، ج 24، ص 230؛ کنز الفوائد، ص 335.

(7) بحارالانوار، ج 24، ص 230؛ کنز الفوائد، ص 335.

یکی از معجزات حضرت صالح، شتر و بچه آن شتر بود که در قرآن معجزه و چگونگی برخورد قوم صالح با آن آمده است که به خاطر کشتن ناقه صالح علیه السلام خداوند متعال عذاب خود را بر آن قوم نازل نمود. (3)

آنگاه که علی علیه السلام را مظلومانه و با ستم به مسجد بردند، حضرت زهرا علیها السلام وارد مسجد شد و فرمود: رها کنید پسر عموی مرا! قسم به آن خدایی که محمد را به حق بر انگیخت، اگر از وی دست بر ندارید، گیسوان خود را پریشان کرده، و پیراهن رسول خدا را بر سرافکنده و در برابر خدا فریاد خواهم زد. یقین بدانید که ناقه صالح در نزد خدا از من گرامی تر نبود، و بچه آن ناقه نیز از فرزندان من قدر و منزلتش زیادتر نبود. (4)

 


(3) اعراف، 77. شمس، 14.

(4) فرهنگ فاطمیه، ص 208 - 207.

حضرت فاطمه علیها السلام می فرماید: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفته سلام کردم، حضرت فرمود: علیک السلام دخترم! گفتم ای پیامبر خدا! به خدا سوگند که امروز صبح در خانه علی علیه السلام یک دانه گندم هم نبود. هم اکنون پنج روز است که غذا به دهان ما وارد نشده است. صبحگاهان نه گوسفندی داشتیم، نه شتری و نه خوراکی و نه آشامیدنی ای!! حضرت فرمود: نزدیک بیا. نزدیک رفتم. فرمود: دستت را میان پشت و لباسم قرار ده. من چنین کردم، مشاهده نمودم که بین پشت و شانه حضرت سنگی است که به سینه ایشان بسته شده است، فریادی کشیدم. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: دخترم! حدود یک ماه است که در خانه های خاندان محمد آتشی برای غذا افروخته نشده است. سپس فرمود: آیا قدر و منزلت علی علیه السلام را می دانی؟ او کسی است که کارهای مرا در سن دوازده سالگی کفایت کرد و در شانزده سالگی در پیش روی من به دفاع از من شمشیر زد، در نوزده سالگی شجاعان (قریش) را بر زمین زد و کشت و در بیست سالگی غم و اندوه مرا بر طرف کرد و در قلعه خیبر را که پنجاه نفر نمی توانستند آن را بلند کنند، در بیست و چند سالگی بلند نمود. چهره فاطمه علیها السلام از شنیدن این مطالب روشن شد. نزد علی علیه السلام آمد در حالی که خانه اش از نور چهره اش روشن شده بود. علی علیه السلام به او فرمود: ای دختر محمد صلی الله علیه و آله! هنگامی که از نزد من بیرون رفتی، چهره ات بدین گونه روشن نبود؟ گفت: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله فضایل تو را برایم گفت، نتوانستم خود را نگه دارم تا اینکه نزد تو آمدم. (2)

 


(2) فاطمه زهراء شادمانی دل پیامبر، ص 391 - 390.

حیا دو گونه است: یکی پسندیده و دیگری ناپسند. حیای ناپسند آن حالتی است که انسان را از رشد و کمال یابی و رسیدن به حقوق بازمی دارد و یا باعث تضییع حقوق دیگری می گردد. چنین صفتی در روایات اسلامی به شدت تقبیح گردیده است... (12)

و همچنین در آداب همسرداری آمده است که حیا دو گونه متصور است: یکی مطلوب و دیگری مذموم و نامطلوب. حیای مذموم آن حالتی است که یکی از زوجین را در استیفای حقوق طرف مقابل بازدارد و قید و بندی شود در مسائل زوجیت و سایر امور مربوطه... لذا حضرت امام باقر علیه السلام می فرمایند:

زن خوب، زنی است که در خلوت با شوهرش حیا را نیز از تنش خارج کند، و سپس در شرایط عادی، حیا را نیز مانند لباس به اندامش بپوشاند. (13)

حضرت فاطمه علیها السلام در طول مدت شوهرداری خود با امیرالمؤمنین، در هیچ فرصتی حریم آن حضرت را نادیده نگرفت و در مورد شخصیت آن بزرگوار کوتاهی نکرد. تا جایی که امیرالمؤمنین در این باره می فرمایند:

«فواللَّه ما اغضبتها... و لا اغضبتنی و لا عصت لی امرا و لقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم و الاحزان» (14)؛

سوگند به خدا زندگی با صفای من و فاطمه علیها السلام طوری بود که نه من او را به خشم آوردم و نه او مرا به خشم آورد و نافرمانی کرد، حتی غصه های دیگرم با حضور او و تماشای جمالش برطرف می گردید.

این حدیث شریف که از دل آتشین علی علیه السلام در فراق فاطمه علیها السلام برخاسته است، نشان می دهد که دختر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله تا چه میزانی در اطاعت شوهر بود و کوچکترین اسائه ادب از او دیده نشد.

در اظهار دیگری از امیرالمؤمنین می خوانیم که آن حضرت زن و بچه هایش را در وضع بسیار اسفناک (گرسنگی) دید، به فاطمه علیها السلام گفت: چرا از وضع خود و درد گرسنگی بچه هایم مرا آگاه نساخته ای؟ فاطمه علیها السلام در جواب فرمودند:

«یا ابالحسن! انی لاستحیی من الهی ان اکلفک ما لاتقدر علیه!» (15) ؛

یا اباالحسن! من از خدایم شرم و حیا می کنم تو را به کاری بگمارم که قدرت تهیه آن را نداری.

اگرچه تأمین رفاه زندگی زن و بچه برای شوهر در حد معمول واجب است، ولی روح ایثارگری خاندان رسالت و ولایت در تمام ابعاد زندگی، باعث شده بود که خانواده امیرالمؤمنین پیوسته در فقر و پریشانی به سر برند و لذا فاطمه از وضع مالی شوهرش آگاه بود، و می دانست که وی قدرت تهیه مایحتاج خانه را ندارد. از این جهت شرم و حیای فاطمه علیها السلام که از ایمان و اعتقاد او به خدا سرچشمه می گرفت می گوید: «من از خدایم شرم می کنم...»

 


(12) بحارالانوار، ج 77، ص 149؛ ج 71، ص 331؛ ج 78، ص 242.

(13) وسائل الشیعة، ج 14، ص 16، ح 10.

(14) عوالم، ج 11، ص 328؛ جلاءالعیون، ج 1، ص 170؛ بحارالانوار، ج 43، ص 134.

(15) بحارالانوار، ج 43، ص 59، ح 51؛ عوالم، ج 11، ص 158؛ جلاءالعیون، ج 11، ص 137.

فاطمه زهرا علیها السلام در خانه یکی از افراد عادی اجتماع زندگی نمی کرد بلکه در خانه دومین شخص اسلام یعنی سپهسالار شجاع و نیرومند اسلام و وزیر مشاور مخصوص نبی گرامی زندگی می کرد. موقعیت حساس اسلام و شوهرش را به خوبی درک می کرد و می دانست که اگر شمشیر علی علیه السلام نباشد، اسلام چندان پیشرفتی ندارد. فاطمه علیها السلام در یکی از مواقع بسیار حساس و بحرانی اسلامی در خانه علی زندگی می کرد. سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود. در هر سال چندین جنگ واقع می شد و علی بن ابی طالب علیه السلام در تمام یا اکثر آن جنگها شرکت داشت.

زهرای عزیز از مسئوولیت سنگین و حساس خودش خبر داشت و از حدود تأثیر و نفوذ زن در روحیه شوهر کاملاً مطلع بود. می دانست که زن دارای چنان نفوذ و قدرتی است که به هر طرف خواست شوهرش را می برد. می دانست که ترقی و عقب ماندگی و سعادت و بدبختی مرد تا حد زیادی، به روحیات و چگونگی رفتار زن بستگی دارد. خبر داشت که خانه به منزله سنگر و آسایشگاه مرد است و وقتی از میدان مبارزات زندگی و برخورد با حوادث و مشکلات دنیای خارج خسته شد به آن جا پناه می برد تا تجدید نیرو کند و خودش را برای کار و انجام وظیفه آماده نماید و ریاست این آسایشگاه مهم به عهده زن واگذار شده است.

به همین جهت اسلام شوهرداری را در ردیف جهاد قرار داده است.

موسی بن جعفر علیهما السلام می فرماید: جهاد زن این است که خوب شوهرداری کند. (1)

زهرا علیها السلام می دانست که سپهسالار نیرومند و شجاع اسلام در صورتی در میدان نبرد پیروز می گردد که از جهت اوضاع داخلی خانه، فکرش آزاد و از تشویقات و مهربانیهای همسرش دلگرم باشد. از این رهگذر می توان گفت: هنگامی که سپهسالار فداکار اسلام یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام با تنی خسته و کوفته، از میدان نبرد به خانه بازمی گشت از مهربانی ها و دلگرمی ها و نوازش های همسر عزیزش کاملاً برخوردار می شد. زخم های تنش را پانسمان می کرد. لباس های خون آلود جنگ را می شست و خبرهای جنگ را از او می شنید.

فاطمه علیها السلام زنی نبود که در گوشه منزل به ادامه زندگی داخلی مشغول باشد و از حوادث و اوضاع مربوط به اسلام بی تفاوت بگذرد. بلکه از گوشه هائی از تاریخ استفاده می شود که در جریان امور مربوط به اسلام بوده و بالاخص به حوادث جبهه و جنگ کاملاً عنایت داشته است. نه تنها پدر و شوهرش را تشویق می نموده بلکه در مواقع لزوم در صحنه حضور داشته و کارهائی را انجام می داده است.

در تاریخ نوشته اند: بعد از جنگ احد، وقتی فاطمه صورت خون آلود پدر را دید او را در بغل گرفت، گریه می کرد و خونها را از چهره پدر پاک می کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام آب آورد و فاطمه صورت پدر را می شست، ولی خون قطع نمی شد، سرانجام فاطمه قطعه حصیری را سوزاند و خاکسترش را روی زخم ریخت تا خون قطع شد. (2)

و نوشته اند وقتی رسول خدا از جنگ احد برگشت شمشیرش را به فاطمه داد و فرمود: خون هایش را بشوی. علی بن ابی طالب علیه السلام نیز شمشیرش را به فاطمه داد و فرمود: خون هایش را بشوی. (3)

فاطمه علیها السلام، همیشه شوهرش را تحسین و تشویق می کرد و فداکاری ها و شجاعت هایش را می ستود و بدینوسیله دلش را گرم و برای جنگ آینده آماده اش می نمود. بوسیله نوازشهای بی شائبه، تن خسته و جراحات بدنش را تسکین می داد.

علی علیه السلام می فرماید: وقتی به خانه می آمدم و به زهرا علیها السلام نگاه می کردم تمام غم و غصه هایم بر طرف می شد. (4)

فاطمه علیها السلام هرگز بدون اجازه علی علیه السلام از خانه خارج نشد. هیچگاه او را غضبناک نکرد. زیرا می دانست که اسلام می گوید: هر زنی که شوهرش را غضبناک کند خدا نماز و روزه اش را قبول نمی کند تا این که شوهرش راضی شود. (5)

فاطمه در خانه علی هرگز دروغ نگفت و خیانت نکرد و هیچگاه از دستوراتش سرپیچی ننمود. علی علیه السلام می فرماید: به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه علیها السلام غضبناک شود. فاطمه هم هیچگاه مرا خشمناک ننمود. (6)

علی بن ابی طالب علیه السلام، در آخرین ساعات وداع زهرا بدین مطلب اعتراف کرد، زهرا در آخرین ساعات زندگی خویش به علی گفت: پسر عمو! هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی. از روزی که با من معاشرت کردی با دستورات تو مخالفت نکردم.

علی علیه السلام در پاسخ فرمود: ای دختر پیغمبر! معاذ اللَّه که تو در خانه من بد رفتاری نموده باشی. زیرا مراتب خداشناسی و نیکوکاری و پرهیزکاری و بزرگی و خداترسی تو به حدی است که جای ایراد و خرده گیری نیست. همسر عزیزم! مفارقت و جدایی از تو برای من بسی ناگوار است ولی مرگ را چاره ای نیست. (7)

چون فکر حضرت علی علیه السلام از جهت اوضاع داخلی خانه کاملاً آزاد بود و از تشویقهای همسرش بهره مند می شد آن همه موفقیت و پیروزی برایش امکان پذیر بود.

اما مبادا خیال شود که علی بن ابی طالب علیه السلام از آن مردان خودخواهی بوده که هزاران امید و انتظار از همسرش داشته باشد ولی برای خودش مسئوولیتی قائل نباشد و خود را مالک الرقاب مطلق زن و او را همانند بنده زر خرید بداند. علی علیه السلام می دانست که در همان موقعی که او در میدان کارزار شمشیر می زده همسرش نیز در سنگر داخلی اسلام به جهاد مشغول بوده. در غیاب او تمام کارهای داخلی و خارجی خانه بر عهده زهرا علیها السلام بوده است. غذا می پخته، لباس می شسته، بچه داری می کرده، در تربیت اطفال جدیت می نموده، در آن بحران قحطی و سختی زمان جنگ، برای تأمین غذا و سایر حوائج زندگی تلاش می کرده، از جهت حوادث و اخبار جنگ ناراحتی ها دیده انتظارها کشیده است. و به طور خلاصه خانه ای را اداره می کرده که اداره آن از اداره یک کشور چندان آسان تر نیست. علی بن ابی طالب علیه السلام حس می کرد که سرباز فداکار داخلی نیز محتاج به دلجویی و تشویق و نوازش است. وقتی وارد خانه می شد از اخبار داخل خانه و از رنج و مشقت های زهرا علیها السلام جویا می شد. آن پیکر خسته را نوازش می داد و بوسیله دلداری و مهربانی های بی شائبه، قلب پژمرده او را تسکین می بخشید، در مورد سختی های زندگی و فقر و تهیدستی دلداریش می داد و برای ادامه کار و زندگی نیرویش می بخشید. علی علیه السلام می دانست به همان مقدار که مرد به اظهار محبت و اخلاص و قدردانی زن نیازمند است، زن نیز بدانها احتیاج دارد. آن دو همسر نمونه اسلام هر یک به وظائف خویش عمل می کردند و نمونه ای از اخلاق عالی اسلام بودند.

مگر نه اینست که پیغمبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله در شب زفاف به علی علیه السلام فرمود: همسر تو بهترین زنان جهان است. و به فاطمه علیها السلام فرمود: شوهر تو بهترین مردان عالم است؟ (8)

مگر پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله نفرمود: اگر علی نبود برای فاطمه همسر لایقی وجود نداشت. (9)

مگر نه این است که حضرت علی در بامداد شب زفاف به پیامبر عرض کرد: فاطمه بهترین عون و یاور من است در اطاعت پروردگار جهان؟ (10)

فاطمه علیها السلام از پدرش روایت کرده که فرموده: بهترین مردان شما افرادی هستند که نسبت به همسرانشان بیشتر احسان و مهربانی کنند. (11)

 


(1) وافی، کتاب نکاح، ص 114.

(2) انساب الاشراف، ج 1، ص 324.

(3) سیره ابن هشام، ج 3، ص 106.

(4) مناقب خوازمی، ص 256.

(5) وافی، کتاب نکاح، ص 114.

(6) مناقب خوارزمی، ص 256.

(7) بحارالانوار، ج 43، ص 191.

(8) بحارالانوار، ج 43، ص 132.

(9) کشف الغمة، ج 2، ص 98.

(10) دلائل الامامة، ص 7.

(11) بحارالانوار، ج 43، ص 117.




خـــانه | درباره مــــا | سرآغاز | لـــوگوهای ما | تمـــاس با من

خواهشمندیم در صورت داشتن وب سایت یا وبلاگ به وب سایت "بهشت ارغوان" قربة الی الله لینک دهید.

کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون

مـــــــــــادر خیلی دوستت دارم